حرفی با دوستان نا دوست!

حرفی با دوستان نا دوست!

اشاره: از انجایکه سایت مردمی مالستان متعهد به آزادی بیان و اندیشه است مطالب ارسالی دوستان را بدون هیچ گونه سانسور بدست نشر می سپارد.

نوسنده: شازیه اشرفی- مالستانی

اولین نشست دانجشویی دانشجویان مالستان هم بوی تعفن تعصب گرفت.

روز جمعه مورخ ۲۱-۴-۱۳۹۲ یک تعداد دانشجویان مالستان در مسجد امام حسین – مالستانیها- در حومه شهر کابل گرد هم آمدند تا یک آدرس مشخص از دانشجویان مالستان را ایجاد کنند، آمدن این تعداد نه تنها کمک به وضعیت تحصیلی و تعلیمی دانشجویان نمیکند بلکه تازه جبهه گیری این جوانان را نسبت به دختران و زنان مالستان بیشتر کرده است.

f

در سایت موسوم به سایت مردمی مالستان گزارش شده است که مهناز مالستانی از دختران تازه و فعال این ولسوالی جهت برگزار کردن دو نشست وکیل و موکل در چند ماه گذشته از سوی این دانش جویان محکم شده و ابتکار او را سواستفاده از نام دانشجویان مالستان دانسته است. کاری به هدف آن نشست وکیل و موکل ندارم، ولی ابتکار این دختر جوان و آگاه مالستان برایم قابل قدر و ستودنی است، نمی دانم، دیدگاه میلکیتی نسبت به زنان در افغانستان و مخصوصا زنان و دختران مالستان که هیچ گاهی کسی و نهادی از این منطقه صدای زن را بلند نکرده است، چه وقت خاتمه میباید؟ آن چنانیکه از برخورد این نشست دانشجویی با این خانم فعال و موفق بر می آید، دست را تا به ارنج باید شست، و باید استین بالا زد و خواهان عدالت اجتماعی و سهیم کردن دختران در پروسه های ملی شد.

هرچند من زاده کابل ام ولی هیچگاه فکر نکردم که از مالستان نباشم، من درد مشترک با دختران و زنان مالستان دارم.حضور کم رنگ بانوان مالستان در مراسم و نسشت های درون ولایتی، ادارات و مکان های علمی تحصیلی و عدم دسترسی شان به خدمات و امکانات حد اقلی، یکی از اصلی ترین دغدغه های ذهنی من بوده است. با آنکه من مالستان را از نزدیک ندیده ام ولی صدای سکوت مادران و زنان مالستان چنان بلند و آزار دهنده است که هیچ انسان آگاهی تحمل شنیدنش را ندارد.

—–

مادر من میدانم که چقدر زجر و درد میکشی، میدانم که تو با چی امکاناتی فرزند ببار میاروی، و درک میکنم که تو را حتی شوهرت که نزدیکترین فرد برایت است دوست ندارد، و احساس میکنم که عزیزترین انسان که پسر باشد، نخواسته است که تو را حمایت و تشویق ات کند.

خواهرم میدانم که ارزش تو بیشتر از ارزش تیل موتر سایکل برادرت نیست. او شاید هر هفته صدها افغانی برای ازیت و آزار تو و دیگر دختران قریه ات مصرف میکند و تو در سال ده (۱۰)افغانی در جیب ات جمع نمیتانی، از خرید خوشی هایت حرف ندارم. میدانم بهترین دل خوشی تو رفتن به یک مراسم عروسی است.

 و اما، سلطانی! شنیده ام که تو را آهسته فاحشه خطاب میکردند!

برو تو از فاحشه کمتری، تو نتوانستی که زن مالستان باشی- در سال اول مرد مالستان شدی!

توقع داشتم که تو صدای درد زن مالستان باشی، دیدم که تو مرد مالستان را با کارهایت مصمیم تر کردی تا مانع حضور زنان در تصمیم گیرهای ملی شود، و تا باشد ابروی شان را نبرند.

 اعتمادی! با تو حرفی ندارم، چون دیدم که ۱۵۰۰۰ هزار امر گرفتن پاسپورت را برای جوانان مالستان در مجلس بیان داشتید. میدانم که تو هنوز به بلوغ فکری نرسیده ای که دوری یک فرزند از نزدِ مادرش چقدر سخت است، را درک کنی. و درک میکنم، این دست خط سیاه ات به چی اندازه به پیکر جوان افغانستان ضربه زده است.

 نفیسه! از تو شکایت ندارم، چون میدانم حرف پدرت را خوب به یاد و خاطر داری که گفته است ” تا خانه مه بودی مسوولیته مه داشتوم. بچیم، وقتی خانه شوهرت رفتی، مزدور شوهرت هستی و باید مانند نوکر خدمت شوهر و فامیلی شه کنی”!

 اخلاقی! با تو حرف زیاد دارم، بگو از کجا آغاز کنم؟
از اراده سست ات مبنی بر مبارز با خشونت علیه زنان یا از گنگ بودن در کرسی؟ نه! بهتر است از حرف نداشتن ات برای گفتن چیزی بنویسم.

با گذشت ۱۵ سال تحصیل من استادی به این کم حرفی ندیده بودم که هیچ حرفی در دهنش برای گفتن پیدا نشود.

از ناز و نزاکت های استادان جامعه شناسی مثل جواد سطانی، اسلم جوادی، غرجی، که بگذریم و به استادان فلسفه برسیم

که فکر زیاد میکنند و حرف به فرمایش، شما در قالب هیچ یک از اینها نمی گنجید. نه اهل فکر اساسی هستید نه هم اکتور(ممثل)خوب!

توقع میرود که شما استاد جامعه شناسی هستید، میدانی این به چی معنا؟

استاد جامعه شناسی یعنی طراح و انجنیر جامعه، کسیکه از عدالت و حقوق به سطح بلند آگاهی رسیده باشد.

و در برنامه ریزی عصر روشنگری اجتماعی غوته ور باشد، فکر کنم دیگر نیاز نیست که از مهارتهای دیگرتان یاد اور شوم، همین بس است و سبقدار!

 و حالا حرفِ با دوستان- دوست

خواهران و مادران عزیز، آنچنانی که اطلاع دارید، هیچ یک از مردان شما زن نمیشود، پس بهتر است که شما مرد شوید برای مبارزه و سهم گیری در تمدن و مشارکت بشری افغانستان دست با دست هم داده و جامعه خشونت بار، مردسالار را به یک جامعه مادرانه تربیه و آماده زندگی کردن سالم نماییم.

 برای بهبود وضعیت زندگی و آگاهی نیاز است که یک فراخوان سراسری مبارزه با خشونت علیه زنان در مالستان و محلات که مالستانیهای زندگی میکنند راه اندازی شود.

 من تبلیغات سراسری منع خشونت علیه زنان را در شرایطی اعلام می کنم که در این اواخر، آمار خشونت های گوناگون علیه زنان،‌ به میزان نگران کننده ای افزایش یافته است و از سوی دیگر در حال آماده شدن یک پروسه ملی دیگر انتخابات آینده هستیم. تبلیغات سراسری منع خشونت علیه زنان در شرایط کنونی میتواند زندگی آینده فامیل مان را تغییر دهد.بنا از تمام نهاد ها، وزارت امور زنان و بویژه ریاست امور زنان ولایت غزنی، ادارات دولتی و غیر دولتی برای سهم گیری فعال زنان مالستان را در پروسه اخذ کارت راگیری، خودکفاشدن شان از بابت اقتصاد، دسترسی به آموزش و پرورش، و ایجاد بازار صنایع دستی خواهانم.

این وظیفه ی دینی، ملی و اخلاقی هر تبعه افغانستان است که به این فراخوان انسانی و اسلامی، لبیک گفته و با بر داشتن حداقل یک قدم در ایجاد حوزه خانواده سالم، جامعه و دولت، با ابتکارات و امکانت شان در محل کار، تحصیل و خانه و جامعه مان موثر واقع شوند. تا باشد جامعه عاری از خشونت و ممل از عدالت انسانی-اجتماعی را طراحی کرده باشیم.

من از ادرس این سایت به وزرا و رؤسای ادارات مستقل و نیز والی صاحب غزنی، نمایندگان ولایت غزنی جدا عرض میکنم که حضور زنان را در ادارات دولتی و غیر دولتی فراهم کرده و استقبال نمایند.

مشخصا از جناب والی و ولسوال مالستان میخواهم که ابتکارات کار و عمل به خرچ بدهند تا شرایط اقتصادی و اجتماعی زنان تغییر نماید. روحانیون پاک نهاد موظف است از منابر مساجد و تکایا به گوش زنان برسانند که خانم ها میتواند در تمام عرصه های اجتماعی-سیاسی حضور یابند و به مردان توضیح بدهد که زنان شان را برای تشویق به یادگرفتن سواد و مشارکت شان در عرصه های زندگی بیشتر مساعد سازند.

من به هواداران داعیه حقوق بانوان نیز بیان میکنم که دامن زدن به هر نوع اختلافات خانوادگی و تفرقه افگنی میان زنان و مردان جامعه تحت نام محو خشونت علیه زن مردود است  و تاکید میکنم که خشونت، مشخصه محض مردانه نیست.

ما باید خواهان تفاهم و هماهنگی زنان و مردان را در کنار هم مصلحت میدانیم و باورمند هستیم که خشونت ها را باید از مجراهای احکام دین و منطق قانون، خنثی سازیم.

من به زنان مالستان و دختران مالستان میگویم: بیایید در مبارزه با خشونت ها، مثبت گرایی را پیشه سازیم و با نقد، تجدید نظر و ترویج فرهنگ تفاهم در همه میکانیزم های ساختاری و فرهنگی عمل نماییم و نمونه های مثبت را از طرق مختلف به خصوص معارف و رسانه ها ترویج نماییم”.

انکشاف تعلیم و تربیه زنان، تغییر ذهنیت جامعه در قبال زنان، خودکفایی و توسعه اقتصادی و رهایی زنان از احتیاج و وابستگی های اقتصادی آنها باید در صدر برنامه ها زندگی اجتماعی و سیاسی هر شخص مان قرار داشته باشد. و باید تمام متضررین و قربانیان خشونت بسیج شوند؛ تا دیگر از بی خبری، خودسانسوری، عدم اعتماد به نفس، ترس و سکوت، تضعیف و تسلیم نگردند.

ما باید از روزهای بین المللی (روز محو خشونت علیه زنان، زنان جهان زنان، مادران و ….) در سراسر مالستان تجلیل کنیم. تا باشد صدای  مرده نسل های قبلی مان برای نسل های آینده مالستان و کشورمان باشیم.

 به امید روزی خانواده عاری از خشونت و جامعه عاری از تعصب!

۲۷ نظر

  1. نوشته ی خوبی بود، اما نفهمیدم نویسنده اش کیست؟ در ابتدای مقاله نوشته شده است: “نوسنده: شازیه اشرفی- مالستانی” و در اخیر آن نوشته شده است: “نوشته شده توسط جلیل سحر”

    • خدمت سهرابی گرامی! نوسنده مقاله خانم اشرفی است اینکه در پایان پنجره نام اینجانب ” جلیل سحر ” نوشته شده است باید عرض بکنم که خودم یکی از مدیران سایت هستم نقشه. سایت نیزطوری طراحی شده است که ازهر یوزیر که مطلب اضافه میشود همان نام که در یوزیر در آغاز نوشته میشود، نیز در زیرپنجره ظاهر میشود

    • تشکر از دوست مان آقای سحر و ساییر دست اندرکاران وب سایت مالستان

  2. نطر من در این مورد این است که بانو اعظم مقاله انتقادی را که در این سایت نشر نموده است: 
    ۱- احساساتی عمل نموده است که این نشان دهنده ظرفیت است و آن هم کسی که می خواهد است حقوق زن دفاع و یا پاسداری کند.
    ۲- گفته شده که محصلین نقد بر استفاده جویی از نام دانشجو داشته که این خود کار نیک است چون نقد جان تکامل است و در عین حال شخصیت مجصلین بالا تر از آن چیزی است که در این مقاله به تحریر گرفته شده است و خودم شخصاً خوشحال می شوم بر اینکه کسی از نامم بزرگ شود.
    ۳- جملات نقدی توهین آمیز به شخصیت های برجسته مالستان بوده که این خود غیر قابل انتضار است. 
    ۴- فکر خیرات گرفتن برای زنان در این مقاله در نظر گرفته شده که هیج یک قادر به خیرات دادن نیست، بخاطریکه در ادارات در صف انتضار اولین کسان که است زن است،در امتحانات ۱۰ نمره ترجیح داده می شود در مناطق هزاره جات به همان اندازه که پسران در مکتب می روند، دختران هم می روند.
    تشکر  

    • شاهین برادر عزیز
      سلام خدمت شما
      از حضورت یک جهان سپاس
      درک ات میکنم، برادر عزیز و این را میدانم که اخلاق کامنت همین است که باید ازاد و قابل نقد باشد. و تشکر که چیزی تازه به دستم دادی.
      سپاس فراوان

  3. سلام خدمت گردانندگان این سایت :
    امیدوارم این دریچه همیشه باز بماند و نور امید همیشه از آن بتابد 
    خیلی امبدوار کننده است وقتی میشنوم که صدای انتقاد از گلوی همیشه خاموش زنان سرزمینم بلند میشود حس خوبی برایم دست داد وقتی اینگونه فریاد رسا وعاری از خود سانسوری را شنیدم گرچه من با تمام محتوای این متن موافق نیستم اما از این که حد اقل آغازی است برای پرسشگری و ایجاد تفکر انتقادی، آنرا تقدیرش میکنم سبز و پاینده باشید ….

  4. بانو اشرفی نوشته ات خیلی عالی بود، مشکلات زنان مالستان را خودت بیشتر از کسانیکه راحتند درک می کنی، گلایه هایت به جاست امیدوارم که در آینده ما و شما چنین نباشیم و چنین حرکات را انجام ندهیم.

  5. درود بر خانم اشرفی

    به صورت حتم می‌توان گفت که این از محدود نوشته‌ها برای روشن‌تر کردن قدرت و توانایی خانم‌ها در مالستان و قدرت‌زدایی وکیلان بوده است. در خیلی موارد با شما موافقم چون حضور زنان حتمی و الزامی است. و قسمی که شما گفته اید، مردان این قلمرو را بیدار کرده است. چنین است؛ در مواردی خانم‌های چون خانم مالستانی توانسته تلنگری برای حرکت‌های اقشار دیگر جامعه باشد.
    ناگفته نباید گذاشت که حداقل من برای حضور در این جلسات، برای کتمان حقوق زنان نیستم و شاید برخلاف همیشه کوشیده‌ام تا توانایی‌ها و حضور زنان در چنین جلسات گسترده شود و تبعیض جنسیتی که موجود است را از بین ببریم. برای اثبات این سخنان‌ام می‌توانید از خانم مالستانی و خانم قاسمی بپرسید که سال قبل برای تشکیل انجمن و یک گروه برای فعالیت در زمینه سواد‌اموزی، کارهای دستی و فعالیت‌های زنان با خانم قاسمی و مالستانی صحبت‌های کردیم که خانم‌های دیگری نیز حضور داشتیند ولی کسانی حاضر نشد این پروژه را شکل دهیم و از هم پاشید. به هر صورت حداقل تلاش ما بر این بود که از کتمان حقوق زنان و تبعیض جنسیتی دفاع کنیم.
    خوشحال می‌شوم که به این نظریاتم دسترسی پیدا کنید و دوستان حداقل زمینه صحبت‌ ما و شما را فراهم نماید تا اگر شود روی آن پروژه ها نیز صحبت کنیم و با بقیه دوستان نیز در میان بگذاریم.

    بااحترام
    منوچهر طاهریان 

    • منوچهر طاهریان، برادر گرامی خدمت شما سلام و سلامتی باد

      خیلی ممنون از فرصت که مقاله ام را خواندید و تشکر از نظریات و برنامه های که در نظر دارید، نوشته ی زیبایت را خواندم و امید میکنم که ان شا الله در یک فرصت که کابل بیایم همه دست به دست هم داده یک برنامه اساسی جهت سهیم نمودن زنان مالستان در پروسه های بنیادی تعلیم و تربیه، سواد اموزی، تحصیلات عالی و دیگر برنامه ها مشترکا با دانشجویان جوان و فعال مالستان آغاز نمایم.
      پدرود

  6. مطلبی جالبی نوشته‌ای خانم اشرفی تا جایی همرایت موافقم اما نشست دانشجویان مالستان به این معنی نبوده و نخواهد بود که بخواهد در مقابل خواهران خود (دختران مالستان) جبهه بگیرند و آنان را خدا نخواسته توهین و یا تحقیر کنند. دانشجویان از کارکردهای مهناز مالستان قدر دانی هم میکند و با پیشانی باز از اشتراک و همکاری خانم مالستان در جمع شان استقبال هم خواهد کرد. اینکه بالای خانم مالستانی یک عده اعتراض کرده اند نشانی از این نیست که بخواهند ملامت یا نکوهش اش کنند بلکه فقط گفته اند که ما نمیخواهیم کسی از نام دانشجویان بدون اجازه خود شان سو استفاده کنند البته ایشان در جلسات که برگزار میکردند فقط دو سه شخص انگشت شماری بودند که در پای اطلاعیه شان نوشته میکردند از طرف دانشجویان مالستان.
    اینکه نشست دانشجویان کار به جایی خواهد برد یا نخواهد برد مهم نیست من فکر کنم ایجاد یک آدرس مشخص و جلوگیری از سو استفاده از نام دانشجویان کاری مفیدی خواهد بود که شما شاید تحملش را نداشته باشید و یک عده یی دیگر هم از تبار و قطار شما!
    دانشجویان خانم مالستانی را به عنوان یکی از دانشجویان قابل قدر و فعال مالستان می شناسند و خواهند شناخت و خوش هم میشود که در جمع شان باشد خانم مالستانی. اینکه خانم مالستانی در جمع شان خواهد آمد یا نخواهد دست خودش است.
    بگذار برایت بگویم که این نشست هیج گاهی در مخالفت با دختران مالستانی نبوده و نخواهد بود. دانشجویان مالستان دست آنعده از خواهران خود را که در جمع شان حضور پیداکنند و بیایند همکار هم باشند به گرمی خواهد فشرد.

  7. با سلام، البته با بعضی از نظریات خانم اشرفی موافق ام اینکه باید از خانم مهناز مالستان به پاس ابتکارات ایشان تقدیر کرد. ولی متاسفانه بجای اینکه در طول همدیگر باشیم در عرض وجودی مان می افزایم که خود مرکز ثقل را به چند نقطه ایجاد میکند و تاثیر گذاری آن نیز در جامعه کم میگردد. جوانان و یا دانشجویان مالستان در یک وهله ای از زمان بسیار داغ و آتشین ظاهر میگردد ولی در جریان روز کم کم زمین گیر میگردد و دیگر نام و نشانی از آن باقی نمی ماند. به عنوان مثال مجمع استادان و تحصیلکرده های مالستان گرچند نام مشخص را دارد ولی بدون در نظر داشت این و آن سعی کرد تا بتواند به عنوان یک نقطه ای وصل میان اقشار مختلف مالستانی ها وارد جامعه گردد و در این راستا در اوایل موفق نیز بود و کارهای عظیمی را نیز به انجام رسانید. ولی بعضی از دوستان بنا بر علایق شخصی و طرز دید شخصی که با بعضی ها تچ میکرد نام و نشان دیگری به آن دادند. این مجمع تا آنجاییکه در جریان هستم از شخصیت ها و دانشجویان پر تلاشی تشکیل شده بود ولی همین علایق های شخص بعضی افراد و مصروفیت های آنان باعث روند کندی آن گردید. دانشجویان که امروز جمع و جماعتی را برای صدای دانشجویان برگزاری کرده اند بجای وقت تلفی ها و نفع های شخصی بهتر است منافع مالستان را در نظر گرفته و یکدست در پی ایجاد فضایی صمیمی میان تحصیلکرده ها و دانشجویان گردند که به نظر بنده نقطه وصل میان این دو همان مجمع است که ثبت و راجستر بوده و نشریه ای را نیز برای روشنی اذهان مالستانی ها به نشر می سپارد.

  8. سلام به امیدی که به امیدها می افزاید! شازیه جان خواهر من دیدگاه و ابتکار تان قابل قدر و ستودنی است همچنان معتقد هستی که اصلاحات در هرجاه و در هر راستا که باشد از کوچکترین موضوعات شروع می شود و به مرور زمان سیر صعودی گرفته و به حد کمال و یا فراگیر می شود.
    چون اصلاحات همیشه از خود و از خانواده شروع می شود پس بیاید یک کم توجه به فعالیت، کارکرد و مسئولیت خود هم کنیم.
    من اولین بار است که با نام شما آشنا می شوم، فکر می کنم که قبلا نه شما را دیده ام و نه نام شما را منحیث یک فرد از سرزمین دور افتاده مالستان شنیده ام. شاید باور نکنی من اکثریت سایتهای اجتماعی که مربوط و منوط به مالستانیها هست می بینم و می پالم و موضوعات شان را تعقیب می کنم. این اولین بار است که با مقاله آنهم از دست نوشته یک زن و یا یک دختر مالستان خواندم بی نهایت خرسند شدم.
    خوب به هرحال می خواهم چندتا نکته را برای تان یاد آوری کنم:
    ۱٫ پیشنهادات و ابتکارات تان از هر لحاظ قابل قدر است سوال اینجا است کسی که هم مالستانی باشد و هم درد مشترک با مالستانیها داشته باشد چطور تاهنوز برای سرگرمی هم که شده در جلسات مالستانیها حضور نیافته است؟ و تاهنوز در کجا بوده؟ با آنکه میداند که از مالستان دخترانی خیلی زیاد تحصیل کرده ویا هم در حال تحصیل در کابل هستند چطور تاهنوز منحیث یک فعال مدنی برای یک بار در جویای گردآوری آنها برای یک حرکت مدنی نه شده است؟
    ۲٫ من از ابتکار و کارکردی مهناز مالستانی بی نهایت خوشحالم و آرزوی موفقیت بیشتر برای شان دارم ولی خواهش که از شما دارم یکبار به مهناز نگاه کن و ببین که مهناز در کجا مصروف فعالیت هست و از کدام آخور آب می خورد و بازیچه دست چه قسم آدمها قرار گرفته است و هدف شان از این جلسه چیست؟ آیا تنها به خواطر مردم مالستان است و یا برای برآوردن نیازها و اهداف شخصی خود؟
    فکر نمی کنید که از این جلسات در آینده سوء استفاده می شود؟ و جلسات ما مارک می خورد؟
    ۳٫ فکر کنم کسانی که بوی از انسانیت برده است خلاف حرکات مدنی قدم نمی بردارد ولی در پی اصلاحات شان هست و اصلاحات به معنی کوبیدن نیست و به معنی خشونت علیه زن نیست.
    ۴٫ شما نوشته اید که هما آبرو و عزت زن مالستان را برده است در صورتکه که او یک فرد از مالستان است نه تمام زنان مالستان، هر جنگلزار در بین خود چوبهای خشک و تر دارد پس نباید ما آن لکه را بروی همه بکشیم ما باید از آن عبرت و پند بگیریم فکر کنم اشتباه او یک تجربه است که دیگر تکرار نمی شود.
    ۵٫ استاد اخلاقی و اعتمادی هردو نهایتأمی شود دو تا وکیل که به تنهای خود نظر به لایحه وظایف شان و مسولیت های شان قادر به توانای هیج کاری نیست، انتقاد تان بالای آنها به جاست ولی زمان که در جلسات تقویت رابطه وکیل با موکیل شرکت کنی و به سنخنان و کارکردهای شان گوش دهی ابهامات و انتقادات تان تا جای خنثی می شود. پس اشتراک تان در این جلسات حتمی و ضروری است.
    امیدی که در این فکر نباشی که من از کسی طرفداری وی یا مخالفت می کنم نه من حتا آشنایی درست با وکیلان و خانم مهناز مالستانی هم ندارم یعنی آنها من را درنام شاید نشناسند.

  9. یک تن از دانشجویان

    دوستان سلام ! خوشحالم که برگزاری نشست مردمی تحت عنوان ” تقویت رابطه وکیل با موکل ” به ابتکار خانم مالستانی با عث گردید تا دانشجویان حرکت نمایند. نظر بدهند انتقاد کنند و بالاخره اقدام به راه اندازی یک تشکل دانشجویی نمایند. دانشجویان نورچشمی ها اند و تشکلات دانشجویی از مهمترین فعالیت های انسانی در جوامع. بشرط آنکه دانشجو با نگرش سطحی و احساساتی عمل نکند و با تعقل و تعمق و ژرف اندیشی مسایل را طرح و در تحقق آن تلاش نماید. متاسفانه همانطوری که می گویند سالی که نیکوست از بهارش پیداست. این حرکت هم نشات گرفته از انتقادیست که مثلا نباید کسی از نام دانشجو استفاده کند این شعار بیشتر از زبان دانشجویی مثل آقای حافد بیان می شود که در ضمن اینکه دانشجو است استاد هم است تعجب می کنم از آن روز جلسه تا بحال ایشان به این جمله چندین بار تاکید کرده اند در حالیکه اطلاعیه ای بر گزار کنندگان را که من دیدم نوشته بود از طرف جمعی از دانشجویان مالستان مقیم کابل . این موضوع نمایانگر آنست که برگزار کنندگان از نام دانشجویان دیگر استفاده سوءنمی کنند بلکه از مفهومی نامی که خود بنام دانشجو آن را یدک می کشند استفاده نموده و حق مسلم شان نیز می باشد. دوما بعضی از دانشجویان انتقاد داشتند که چرا با دیگران مشوره نمی کنند که جلسه برگزار می کنند مگر تا حال کسی هم پیدا شده که جلسه ای برگزار کند و طبق اجازه و نظر دیگران مگر هالو باشد. هر کس هزینه می کند وقت می گزارد زحمت می کشد که خودش طبق خواست خود و اندیشه خود جلسه برگزار کند و نفع خود را هم مد نظر بگیرد و خیلی بجا هم می کند.دانشجوی مثل آقای حافد و همانند او که سواد خواندن و برداشت مفهوم یک اطلاعیه را هم ندارند آیا می توانند که در راه اندازی تشکل فرا گیر دانشجویی درسطح مالستان کاری مهم انجام بدهند. به جز اینکه دانشجویان را از این هم بیشتر دچار تفریق و سرگردانی نمایند. از املا و انشا و همچنان جمله بندی دانشجویان عزیز پیداست که سطح سواد شان و تحصیل دانش شان به چه اندازه است . بر شما توصیه می نمایم اول کسب علم، دوما تجربه اندوزی ، سوما دنباله روی از پیش کسوتان این امر، چهارم شناخت اوضاع عمومی مردم مالستان از هرنظر پنجم احترام متقابل ، ششم عفت کلام و رعایت شیون اخلاقی به عنوان تحصیل کردگان اگر آداب معاشرت انسانی را هم به آن بیافزاییم چیزی گزافی نگفته ایم بعد پیش وایی مردم را جستجو کنیم ببخشید که تلخ می گویم اما واقعا جواب تلخ می زیبد لب لعل شکر خارا.

    اما راجع به ایجاد تشکل دانشجویی نفس کار خوب است اما باید در فکر پیدا کردن سه صد و سیزده نفر بود زیرا لازمه ای کار است که اولا کسانی که توانایی ایجاد و پیشبرد این قبیل امور را دارند پیدا کرد بعد آنهایی که چیزی نمیدانند در کنار آنهاییکه چیزی میدانند یکجا کار کنند و به همدیدگر احترام قایل باشند و با خود گذری و ایثار مگر به این مهم دست یابیم و گرنه با حلوا جلوا گفتن دهن شیرین نمی شود.

  10. دوستان سلام:تشکر می کنم از گردانندگان سایت مردم مالستان که زمینه ای خوبی را برای تبادل افکار,وبیان اوضاع واحوال مردم مالستان ایجاد کرده اند.ودرود بر بانوی فعال مالستان خانم شازیه اشرفی که نوشته ای خوبی را مبنی بر تمجید از کارکردهای خانم مهناز مالستانی ودر انزوا قرار داشتن زنان مالستان وهمچنان بی توجهی مردم ومسوولین در ولسوالی مالستان نسبت به زنان مالستان ارایه کرده اند .واقعا ستودنی است.به امید نگارش مقالات بیشتر ونشرآن ازجانب شما ودیگر دانشجویان اناث وخانم مهناز مالیتانی باشیم که فعالیتهای شان واقعا قابل قدر است. وباز امیدواریم خواهران دانشجوی مالستانی بیشتری در کنار این دو بانوی فعال وبرادران دانشجو فعالیت کند ودر جلسات که دایر میگردد شرکت کنند. تشکر

  11. سلام خدمت دوست عزیز یک تن از دانشجویان بی نام و نشان!
    من از در می گویم و شما از دیوار می نوسید
    اولآ نکته را که من روی آن تأکید دارم متأسفانه شما هیچ متوجه نشده اید برادر و خواهر دانشجو. من در قدم اول از ابتکار خانم مهناز سپاسگذاری کرده ام و هیچ وقت روی نام برگذارکننده‌ها که همان دانشجویان هست لب نگشودم و قلم نراندم، ترس من جای دیگر است که نشود روزی پشیمانی بکشیم و بگوییم که چرا وقت کانترول نکردیم و متوجه نشدیم؟
    دومآ اطلاعیه را من هم دیدم و خواندم استقبال کردم و خوشم شدم تا زمانیکه که تیم برگذار کننده آن را ندیده بودم ولی از زمان که متوجه حرکت این تیم شدم نظرم عوض شد چون ترسیدم نشود که خدا نخواسته از نام دانشجویان سوء استفاده شده و روزی مارک عقیل حاجی نوروز را نخوریم که به جز از پیسه در ابعاد دیگر از من و تو بیش ندارد و شایدهم از شما کرده که ادعای بالای از دانش بروز شده دارید در سطح پاینتر قرار دارد. بیشتر از این به پیش نمیروم.
    “هرچه که شایان است چه حاجت به بیان است”

    • من از این محصلین در عجبم از سایه های خویش میترسند و فکر میکنند مانند انگوری است که به دست هر کسی برسد خورده میشود. جناب حافد اگر کسی با پسر حاجی نوروز رابطه کاری داشت به نظر تو استفاده میشود اگر تو آنقدر ظرفیت نداشته باشی که جلو استفاده جویی دیگران را از خویش بگری باید در جامعه انسانی زندگی نکنی. در ثانی فعالیت های درون مالستانی خانم مهناز چه ربطی به رابطه ایشان را افراد دیگر دارد شما دچار یک توهم بزرگ شده اید نام شما چندان هم بزرگ نیست که هر کسی در پی استفاده جویی از آن باشد

  12. جناب حافد!
    من در عجبم از این فهم و درک شما!
    مگر خانم مالستانی را و (آن تیمی که شما یاد کردید) را چه کار به بچه حاجی نوروز. مگر آن تیم که در آنجابود به نظر شما از خود عقل و شعور ندارند که شما با چنین اتهام ناروا، همه آنانرا متهم به تعلقیت کرده اید.
    آیا زمانیکه شما در مکتب معرفت درس می دادید، شما هر بدی که می کردید ما آنرا از شما بدانیم یا از معلم عزیز رویش!؟ که حالا شما کارکرد های جمعی از خود تان را مارک می زنید به کسانی دیگر؟!

  13. یک تن مالستانی

    دانشجوی اصطلاحی نیستم اما دانشجویان را دوست دارم. 
    به خاطر دوری از همدیگر و مشکلات روزمره ی موجود در زندگی فردی و اجتماعی و شرایط خاص زندگی مردم ما.
    یک سری توهمات در اذهان وجود دارد. توهم توطئه, توهم سوء استفاده, توهم ….
    این توهمات تا حدودی طبیعی است. اما توجه به واقعیت های زندگی جمعی و فردی و ارتباط با مستمر با یک دیگر, مسیر را برای تفاهم هموار می کند.
    فعلا برای تشکیل فوری تصمیم نگیرید. بلکه در کنار هم جمع شوید و کمسیون های مختلف در نظر بگیرید و موضوعات مهم را در اولویت بررسی قرار دهید, به یک جمع بندی نهایی که رسیدید, مطمئنا ثمر بخش خواهد بود.
    اگر با یک جلسه انجمن تشکلیل دادید, با یک جلسه دیگه می توانید بهم بزنید.
    در هرحال موفقیت شما را آرزو داریم.
    در عین حال که برخی حرف نیز مهم است که نوع رفتارها؛ آیینه ای شخصیت را نشان می دهد.
    ما دوست داریم در نهایت احترام و ادب و درایت کارها پیش رود. موفق باشید.

  14. درود دوستان فرهیخته
    پیام ها و نظریات همه شما را خواندم؛ و نهایت استفاده را بردم.
    جدا از آنکه کامنت ها زاویه های مختلف نوشته ام را نشانه رفته اند، میخواهم خدمت دوستان دانشجو و دانش اندوخته عرض کنم، بنا به دلایل وظیفوی و درسی در حال حاضر دور از فامیل و شهرم به سر میبرم.
    و در نوشته جداگانه تلاش دارم تا به پرسش های شما جواب آرایه نمایم.
    پس منتظر پاسخ و نوشته بعدی من باشید.
    پدرود
    خواهر تان
    شازیه اشرفی-مالستانی
    نهایت خرسندم میشوم که بتوانم هر چی عاجل

    • خانم اشرفی من حوصله مندی شما را تقدیر میکنم بعضی پیام ها واقعا بوی تعفن میدهد شاید تعبیر تعفن نیز اندک باشد چیزی بشتر از تعفن این کاسه های چینی نما با این صدای های دلخراش شان ثابت میکند که سفالینه ای بیش نیستند

  15. روح الله محسنی

    باسلام خدمت دوستان و دانشجویان گرامی!
    باعرض پوزش و معذرت که زمان چندانی برای وب گردی ندارم تا از سایت مالستان هم سری بزنم ولی متاسفانه یا خوشبختانه امروز با ویب سایت مالستان لحظه ی سرکردم. 
    ویب سایت خوبی است و سپاس از بنیانگزارانش ولی کمی به اصطلاح مالستانی بعضی نوشته ها ( لب لیجی شی کشال است). مطمنم که اگر اینطور به گفته آخوندا طی طریق کند بالاخره به قهرمان پروری و در مقابل سینه زنی برای کسی و دیدگاهی خواهد کشید. گروهی برای کسی و گروهی برای خود از انگشت شروع و به مشت ختم خواهند کرد. پیشنهاد این کوچک شما این است که از آنجایی که این جلسات و گردهمایی هارا بعد ازانتخابات نخواهید دید.برای چند ماه باقی مانده تا انتخابات گلویی پاره نکنید که بعد از انتخابات کسی برای درمانش حتی به کوچه مسجد گذری نخواهد کرد.

  16. روح الله محسنی عزیز
    گاهی من هم چون فکر میکنم، چون با گذشت ۱۲ سال تجربه نشان داده است که همه ساله تعداد زیادی از نهادهای اجتماعی، دانشجوی و غیره به مرام های خاص و اهداف بلند ایجاد می شوند ولی بعد از مدت کوتاهی سرگون میشود، منحل شدن آنها یا به دلیل چند گانه فکری بوده، یا هم به نسبت عدم توانایی مصارف اش، من هم چندان برای ایجاد این گروهگ ها باور مند نیستم، ولی باید همر رنگ جامعه دانشجویی باشم، چون فرهنگ دانشجویی فعلا همین است.
    ولی امید میکنم که این نشست ها برای اهداف انتخاباتی و مرام های شخصی طراحی نشده باشد.

    • روح الله محسنی عزیز
      گاهی من هم چون فکر میکنم، چون با گذشت ۱۲ سال تجربه نشان داده است که همه ساله تعداد زیادی از نهادهای اجتماعی، دانشجوی و غیره به مرام های خاص و اهداف بلند ایجاد می شوند ولی بعد از مدت کوتاهی سرگون میشود، منحل شدن آنها یا به دلیل چند گانه فکری بوده، یا هم به نسبت عدم توانایی مصارف اش، من هم چندان برای ایجاد این گروهگ ها باور مند نیستم، ولی باید همر رنگ جامعه دانشجویی باشم، چون فرهنگ دانشجویی فعلا همین است.
      ولی امید میکنم که این نشست ها برای اهداف انتخاباتی و مرام های شخصی طراحی نشده باشد.

  17. سلام بر تمام دوستان و اولآ باید تشکر وقدردانی کرد از آنعده کسانی که این سایت را ساخته هست و یابرای ساختن چنین ویب سایت تلاش کرده هست چون این یک دیچه هست برای تمام مردم مالستان که مقالات و نظرات شان را بیان کند تشکر بیسیار زیاد .

    دوم: اینکه تشکر از شازیه اشرفی واقعآ تاجای خیلی واقعیت ها را بیان کرده هست وازدرد زنان مالستان آگاهانه نوشته هست واقعآ قابل تقدیر هست ،و اگر روی جلسه گیر همای دانش جویان مالستان بحث کنیم از نظر شخصی من جوانان که در آنجا جمع می شود زیاد تر خوش دارن بحث کنند وی اگثر حرف های که میزنند این است که یک سرنخ باز شود تا بحث صورت بیگیرد ،ولی باز هم مفیت هست آمید وارم زیاد جدی نشوندوچنین گیرد همای دانش جویان واقعآ خود یک پیشرفت برای دانشجویان و ستح آگاهی انها است و در اواخر از جملاتم بیگویم که هیچ جوان مالستان شاید خواستش نه باشه که یک خواهر مالستانی در ماجلس ودافتر حضور داشته باشه اگر باشد هم محدود هست که به مرور زمان از بین میرود زیاد نگران کننده نیست تشکر به امید نوشته های بعدی دوستان .
    ناصر حسن زاده

  18. یک تن دانشجوی مالستانی

    سلام خدمت مدیران malistan.com.af ونویسنده مقاله خانم اشرفی.
    خانم اشرفی به درستی باشما معرفی نیستم حتمن ادم فعالی هستید، بله ازمقالات شمانیزمعلوم است اماایکاش این مقالات که نوشته میکنیدکمی بااستفاده ازروش های علمی مقاله نویسی(باتحقیق وارائه سند)نوشته کنید. دررابطه به زنان ومحرومیت وخشونت علیه انان هرچه گفتیددرست، این وضعیت رانه تنهازنان مالستان داردکه همه زنان افغانستان دارد. وچیزهای که دررابطه به وکلای مردم درمجلس نمایندگان نوشته کردید: درست است که یک وکیل بایدفعال باشدوبه دردومشکلات موکلین اش رسیدگی کنداماشماضمن اگاهی ازوضعیت خراب مردم به خصوص زنان، دراین رابطه یکباربایکی ازاین وکلا نشسته ومشکلات مردم رامطرح کرده اید؟ ازفعالیت های انان دراین رابطه سوال کردید؟ خانم مهنازکه شماازفعالیت اویاداوری کردیدرایکی دوباردیدم، فعال است وباوکلاوسیاسیون ارتباط دارد.علت یاداوری ازفعالیت مهنازاین بودکه بگویم شمابدون تحقیق(غیرعلمی وقسمی که درشان یک محصل یافعال مدنی نیست) نوشته وقضاوت میکنید.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

Ads Budget Will Spend to Community
Ads Budget Will Spend to Community