سلاخی مردم و وجدان دردی ما
????????????????????????????????????

سلاخی مردم و وجدان دردی ما

 

وجدان واژه ای زیبا و دلنشین، معمولا زمانی مورد استفاده قرار میگیرد که مسئله حق و باطل در میان آید. این واژه در میان توده مردم بدون درک و اهمیت اش بصورت نشخند و شوخی نیز کاربرد دارد که میگویند: ای بی وجدان!

شاید سوالهای در ذهن شما خطور کرده باشد: وجدان چیست؟ آیا انسان بی وجدان بوده میتواند؟ چی زمانی عذاب وجدان سراغ انسان را میگیرد و یا گاهی اصطلاح وجدان درد را شنیده باشید و سوالی برای شما مطرح گردد که وجدان درد چیست؟

واژه وجدان را در فرهنگ عمید چنین نوشته اند: به نیروی درونی هر فرد که خوب و بدِ کردار را به وسیله آن ادراک می‌کند، وجدان گفته می‌شود. در اصطلاح روان‌شناسی گفته اند که وجدان عبارت است از نیروی باطنی که خوب و بد را از هم تشخیص می‌دهد و انسان را به سوی خوبی ها سوق داده و از بدی ها جلوگیری می نماید .

وجدان بخشی از ترشح و تفکر انسانی است که بسوی حقیقت رهنمون می سازد. وجدان را آگاهی شخص از شخصیت و درون خود تعریف کرده اند که عاملی برای شناخت مسائل و جوانب مربوط به حیات اوست. اما عالمان و دانشمندان ریشه و منشأ وجدان را امری اکتسابی و بعضی هم فطری میدانند. در این مقاله دنبال چگونگی منشأ و پیدایش آن به متون کهن و جدید نمی رویم. دیدگاه اندیشمندان غربی و شرقی را میگذاریم سر جایش، چون در اینجا بحث ما به فلسفه بافی و تحقیق علمی نیست. بلکه آنچه را که امروز در درون خویش داریم، حالا اکتسابی یا فطری، مکث میکنیم. در واقع در نهاد هر انسان نیروی وجود دارد که انسان را بسوی اعمال نیک می کشاند. این کشانیدن جنبه مثبت دارد و انسان را از توهم، توحش، خودخواهی و خواهش نفسانی باز میدارد. یا به گفته ای دانشمندان، وجود انسان از دو بعد (روح و نفس) تشکیل شده است. وجدان انسان همواره حقیقت را تبارز میدهد تا روح آرام گیرد. از اینرو اولیای دین همواره انسان را به اعمال نیک تشویق کرده تا روح انسان آرام باشد. در خصوص وجدان چهار اصطلاح مورد بحث است.

۱- بی وجدان یا وجدان بخواب رفته

چنانکه امروز جامعه ما آرامش روحی، روانی، فزیکی و… ندارد، دلیل عمده آن عدم توجه به وجدان است. در گوشه و کنار کشور هر روز شاهد خبر های ناگوار از قتل و کشتار افراد بی گناه هستیم و انسانهای که وجدان ندارند یکی پی دیگری فاجعه خلق میکنند و  و ورق از تاریخ را سیاه می سازند.

واژه وجدان در میان عام و خاص در اکثر مواقع به سر زبانها است. حتا از آن بعنوان ضرب المثل بکار می برند که: بهترین قاضی وجدان آدمی است، ولی بدان عمل نمیکنند. اینجاست که جامعه ای ما بیمار گونه نفس میکشد و همه چیز دگرگون است. فساد، دروغ، حق تلفی و ده ها موارد دیگر مثل موریانه قد رسای جامعه ما را می پوساند. این اعمال بر میگردد به وجدان خواب رفته افراد جامعه. یعنی میتوان گفت که بسیاری از افراد وقتی وجدان را زیر پا میگذارند، به مفهومی که وی وجدان ندارند و بی وجدان است.

روانشناسان باورمند اند، آنانیکه وجدان شانرا زیر پا میکنند با هر فردی روبرو شود احساس گناه و شرم در چهره شان نمایان میگردد. شاید به ظاهر احساس نگردد، ولی دل شان پر خون است. چنین افرادی هیچگاه روح آرام ندارند، ممکن چند روزی احساس خوشی و شادی نمایند، ولی بسیار زود گذر است.

وقتی این مسئله را با وضعیت موجود در کشور و مردم خویش مورد بررسی قرار میدهم به این باور می رسم که به واقعیت و اصل وجودی وجدان کسی پی نبرده است. نمیدانند که وجدان آرامش بخش روح انسان است. وقتی روح انسان آرام باشد بدون شک جسم آرامش دارد و آسوده خاطر است. این امر نقش به سزای در آرامش جامعه دارد و میتواند جامعه را از چالشهای موجود نجات دهد.

۲- اصطلاح عذاب وجدان

وقتی جسم ما دچار زخم، پندیده گی و یا مشکلات دیگر باشد مجبوراً باید نزد داکتر مراجعه کنیم و به مداوای آن بپردازیم. این مسئله را میتوان با داروهای مورد نظر به اسرع وقت بهبود بخشید. عذاب و درد چنین مواردی میتواند با داروی مورد نظر تسکین یابد. ولی عذاب وجدان باعث ایجاد تنش‌های شدید، چه از لحاظ فیزیکی و یا روانی در انسان می‌شود. یک روانشناس در این باره می‌گوید: “فشار روحی ناشی از عذاب وجدان می‌تواند آسیب جدی به قلب، مغز و حتی سیستم دفاعی بدن وارد کند”.

عذاب وجدان زمانی سراغ انسان را میگیرد که در امری یا موضوعی در انجام آن کوتاهی کرده باشد. آنگاه با ضمیر خویش به صحبت می شوید که چرا سعی نکردید تا کمک و همکاری را به دیگران انجام میدادید. وقتی که دوست داشتید به کسی کمک کنید؛ اما نتواستید و به نوعی فکر می کنید او را تنها گذاشته اید.

در هنگام عذاب وجدان فرقی نمی کند، در مورد چه موضوعی و در کجای مسیر قرار دارید. اما امکان برچیدن آن ممکن است و میتوان با پوزش خواستن و یا بقول علما توبه کردن میتوان روح را از عذاب بیرون کرد. به باور من مسئولین دولت ما همه عذاب وجدان میکشند، چون وقتی مردم سلاخی شدند، خورد و کلان رگبار دهشت افگنان گردیدند اینان فقط بعد از وقوع حادثه پیام تسلیت نشر میکنند و بدون شک از عذاب وجدان خواب نمیروند.

۳- اصطلاح وجدان درد

اما بحث وجدان درد در ضمیر خیلی از افراد نهفته است که این عمل به خواسته خودش نه، بلکه مجبوراً در تنگنای زمان قرار گرفته اند. شرایط امروز کشور زمینه را برای اکثریت قاطع فراهم نموده است که وجدان درد باشند.

من اصطلاح وجدان درد را از پیرامون صحبت های استاد باهنر در یک مهمانی شنیدم. به راستی آنچه را که او بیان میکرد همواره ذهن مرا نیز مشغول نگهداشته بود. کاربرد این اصطلاح لا اقل برای من جدید بود و چنان احساس کردم که دنبال چنین اصطلاح سرگردان بودم. در واقع وقتی در مواردی با دو موضوع حق و باطل سر می خوریم وجدان آدمی میل اش بسوی حق است. ولی شرایط و اوضاع نابسامان کشور فشار های را وارد میکند که مجبوراً به خواستهای غیر پاسخ مثبت داده شود. در این صورت چنین انسانهای وجدان درد میباشند.

یا وقتی بخواهیم رسم و رواج های امروز را که هیچ ربطی به دین و دینداری ندارد برای مردم بیان کنیم، بجای اینکه بپذیرند و از آن جلوگیری کنند، آنگاه ما را بی دین خطاب میکنند. یا اینکه همنوعانم در فجیع ترین شکل سلاخی میشوند، آواره میگردند و درد می کشند و من زنده ام، نفس میکشم، به جسد های پاره پاره اش نگاه میکنم ولی نمیتوانیم کاری انجام دهیم، وجدان درد هستم. در واقع امروز اکثر افراد جامعه ای ما وجدان درد اند و تنها احساسات شانرا در در صفحه فیسبوک ابراز میکنند و در غیر آن نمیتوانند کاری انجام دهند. شرایط طوری رقم خورده است که نمیتوان بصورت جدی در مقابل بی عدالتی، حق تلفی و تعصبات قومی و لسانی ایستاد شد. زیرا ایستاد شدن در چنین مواردی مساوی به حذف اشخاص میگردد. در اینصورت ضایعه ای بوجود می آید که قابل جبران نیست. مجبوراً بپذیرند و وجدان درد باشند.

۴- با وجدان

کم اهمیت جلوه دادن وجدان ما را به پرتگاه از مشکلات می کشاند. اگر بدین منوال پیش برود جمع کردن آن کار ساده ای نیست. چنانکه امروز رشوت و فساد اخلاقی و مالی به یک فرهنگ تبدیل شده است. این فرهنگ کشنده است و جامعه را به کام مرگ فرو می برد. رونق گرفتن بازار فساد و تبدیل آن به یک فرهنگ، نه از دید اخلاقی قابل سنجش و پذیرش است و نه از دیدگاه دینی. پس بر ما است که با این پدیده بصورت جدی اقدام نماییم. آنانیکه وجدان بیدار دارند همیشه عدالت محور حرکت میکنند و بحث تضاد های قومی، سمتی و نژادی و غیره برایش مفهومی ندارد.

انسانهای با وجدان را هم میتوان به وفور یافت. حتا در همین کشور که با چالشهای متعددی روبرو است. چون در اینجا عدم آگاهی از مسایل دینی، اجتماعی و فرهنگی زمینه را طوری مساعد نموده است که همه چیز وارونه در نگاه مردم جلوه کرده است. اگر کسی رشوت نگیرد، دروغ نگوید احساس شرم میکند. کمتر موارد را میتوان یافت که افراد جامعه دروغ نگویند، چون فرهنگ امروز چنین ایجاب میکند. اما؛ ما مکلف هستیم تا فرهنگ با وجدان را در ضمیر خویش، خانواده و افراد جامعه نهادینه بسازیم. اگر این امر تحقق نپذیرد جامعه ای ما با چالشهای بیشتر از این دست  پنجه نرم خواهند کرد.

نتیجه

جامعه به همان پیمانه ای که افراد متنوع با شکل و قیافه را در خود پرورش میدهد، در تنوع و طرز دیدگاه ها نیز متفاوت اند. در این میان کسانی را میتوان سراغ گرفت که با وجدان اند و وجدان شانرا سرمایه عظیم برایش می شمارد. با وجدان بودن یعنی راحت زیستن و بدون دغدغه روزگار را به پش بردن است. اگر ما به متون دین ما هم مراجعه کنیم توصیه های زیادی میتوان یافت که به حمایت وجدان حکایت دارد. از اینرو اگر بخواهیم که زندگی و روح آرام و دل زنده داشته باشیم باید وجدان خویش را در همه موارد قاضی خویش قرار بدهیم. من باورمندم که چنین افرادی هم در دنیا زندگی راحت و خوش را سپری میکنند و هم از سعادت اخروی برخوردار میگردد.

بخش اعظم مشکلات جامعه ای ما به همین مسئله بر میگردد. چون تضاد های قومی، لسانی، زبانی و مذهبی باعث میگردد تا وجدان را زیرا پا بگذارند. نفرت ها چنان گسترده اند که اگر یک بخشی از کشور مردمانش سلاخی شوند، گلوی شان بریده شود و بزور از کاشانه شان بیرون رانده شود، عده ای دیگر هنوز خوشحال میگردند. اگر ما در همه موارد زندگی  وجدان خویش را قاضی قرار دهیم، باورمندم که چالشهای جامعه و کشور ما کاهش خواهند داد. آغاز این تحول در جامعه از باز بودن مکاتب، دانشگاه ها و سایر نهاد های تعلیمی بوجود می آید. همین مراکز زمینه خوبی برای نهادینه شدن فرهنگ انسان با وجدان میباشد. وقتی ما به درک داشتن وجدان رسیدیم بدان عمل خواهیم کرد. بدون شک در نظر گرفتن وجدان در ابعاد مختلف زندگی و جامعه زمینه جامعه ایده آل و عاری از مشکلات را فراهم می سازد.

اما امروز چاره ای جز وجدان دردی نداریم و نمیخواهیم جسد های به خون تپیده را نگاه کنیم اما مجبوریم ببینیم و نوحه سرایی کنیم. معلوم نیست چی زمانی ما صاحب وجدان خواهیم شد تا بر اساس آن در کنار هم با آرامی زندگی را به پیش ببریم؟؟؟!!!

حیات الله مهریار

 

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

Ads Budget Will Spend to Community
Ads Budget Will Spend to Community