محرومیت و واقعیت تلخ حکومت داری در ولسوالی مالستان

محرومیت و واقعیت تلخ حکومت داری در ولسوالی مالستان

افغانستان نام که تاریخ اش از روز نخست با تبعیض‌های قومی ، جنسیتی ، انحصار گرایی، توام بوده و نهادینه شده است.

همه انسانها از هر سان که باشند، اعم از نژاد، رنگ، جنسیت، زبان، مذهب، عقاید سیاسی، خاستگاه اجتماعی و ملی، وضعیت دارایی، سمتی یا در هر جایگاهی که باشند، سزاوار تمامی حقوق و آزادیهای شخصی و اجتماعی‌اند. بر علاوه، انسانها بر اساس جایگاه سیاسی، قلمرو قضایی و وضعیت ملی و بین المللی که فرد به آن متعلق است، فارغ از اینکه سرزمین وی مستقل، تحت قیمومت، غیرخودمختار یا تحت هرگونه محدودیت در قلمرو حاکمیت خود باشد، هیچ تمایزی وجود ندارد. ( ماده دوم سازمان بین المللی حقوق بشر)

اما در کشور افغانستان که دولت مردان ومردم‌اش هر روز شعار از افغانیت و اسلامیت سر می‌دهند، تبعیض و انحصارگری قومی و سمتی ماهیت اصلی نظام را تشکیل داده است.

دولت کنونی مشارکت ملی، توسعه، برابری، شایسته سالاری و انکشاف متوازن را در زمره شعارهای خود قلمداد میکند، اما امروز که نظام دموکراتیک مبتنی بر مشارکت و سهمگیری اقوام مختلف ساکن در این کشور بوجود آمده، با آنهم دیدگاه سیاسی و گفتمان حاکم در این کشور بر مبنای نژاد و سمت بوده و برتری خواهی و سیاست قومی هنوز هم ادامه دارد.

اگر چند دولت همیشه ازبرابری حقوق شهروندی و عدالت اجتماعی حرف زده است؛ اما انکشاف وبازسازی متوازن در خیلی از نقاط کشور به ویژه در نقاط مرکزی کشور کاملاً ناعادلانه و نا برابر است و این واقعیت تلخ را می توان در ولسوالی مالستان ولایت غزنی به خوبی مشاهد کرد.

مالستان یکی ازدورافتاده ترین ولسوالی ولایت غزنی، که بیشتر از یک صدونود هزاره نفر نفوس دارد، روند رشد و توسعه معارف، زیربناهای اقتصادی یا میزان اقدامات و برنامه‌های دولت در راستای رفع چالش‌های موجود و حل مشکلات این مردم را در طول چهارده سال گذشته که زمانی اندک و کمی نمیباشد نه تنها کوچکترین دستاورد محسوس و قابل حساب را نمی‌یابیم، که شاهد گسترش فقر، وفساد در این ولسوالی دورافتاده غزنی میباشیم.

عامل اصلی تداوم وضعیت بد معارف، فقر، محرومیت و بیکاری در مالستان است، که رویکرد یک جانبه و تبعیض آمیز دولت در زمینه تطبیق پروژه های انکشافی و پرداختن به نیازهای ضروری معارف و اقتصادی این ولسوالی میباشد؛ زیرا در طول سالهای اخیر و پس از نظام دموکراسی افغانستان، اندک ترین کاری برای تأمین شگوفایی وضعیت زندگی مردم و کاهش مشکلات آنها انجام نیافته است.

مقامات محلی این ولسوالی بجای رسیده گی به مشکلات مردم درگیررقابت های منفی و حذف کردن همدیگر از صحنه هستند. هر کدام شان ادارات این ولسوالی را مافیای و به انحصار خود درآورده است. شاید گفته بتوانم که مالستان یگانه ولسوالی ولایت غزنی است که بیشترین رقابت ناسالم بین مقامات محلی را دارد.

وکلای پارلمان این ولسوالی برای مردم وعده بازسازی ورسیده‌گی به مشکلات را داده بود، اما بعد از پیروزی این وکلا نه تنها برای مشکلات مردم اقدام‌های جدی و عملی نکرده، بلکه خود آنها باعث مشکلات ورقابت‌های منفی در دستگاه اداری این ولسوالی گردیده. هر کدام تلاش میکنند، تا وضعیت را دراین ولسوالی مافیای ساخته و قدرت را انحصاری بسازد.

اگر مشکلات رقت بار معارف این ولسوالی را بررسی کنیم معلوم خواهد شد که فساد اداری دراین ولسوالی تا چه سرحد بیداد میکند.

مدیر معارف مالستان از نظر سن توان کنترول ونظارت بر اوضاغ معارف این ولسوالی را ندارد؛ اما از دیر زمانی در این پست ایفای وظیفه مینماید و سیستم معارف این ولسوالی را کاملا مافیای و به انحصار خود درآورده است.

مدیر نبی دراین مدت که مدیر معارف است، نه تنها هیچ نوآوری جهت بهبود وضعیت بد معارف در این ولسوالی نداشته، بلکه خیلی وقت ها استفاده شخصی از معارف کرده است. یادم هست دوران که ما شاگرد بودیم درشیرداغ برادرایشان(موسی اخلاقی) خود را در پارلمان کاندید کرده بود، که برای کمپاین ایشان از امکانات معارف از قبیل خیمه ،قرطاسیه و دیگر تجهیزات معارف استفاده میکرد.

ساختمان مدیریت معارف مالستان

جایی سوال است که چطور در یک اداره دولتی(معارف مالستان) یک نفربصورت مادام العمر مدیر باشد؟ –

نتیجه وضعیت بد و مافیای معارف این ولسوالی باعث شده است که:

۱: تعداد متقاضیان این ولسوالی برای امتحان کانکور نسبت به چند سال گذشته به نصف کاهش یافته؛ ولی در ولسوالی دیگر ولایت غزنی سال به سال رو به افزایش است.

۲: وضعیت بد مکاتب و نبودی استادان مسکلی تعداد قبول شدگان کانکور این ولسوالی به تحصیلات عالی هم رو به کاهش است.

۳:کمترین توجه به ساخت و ساز مکاتب ولسوالی شده، به عنوان مثال شیرداغ که دارای نفوس بیشتراز۲۰۰۰۰ هزار نفر می باشد، تا حالا تعمیریک باب مکتب از بودجه دولت صورت نگرفته است. این وضعیت شاید در خیلی از مناطق مالستان باشد.

۴: مدیران مکاتب نیزبه از بادار شان(مدیر معارف) یاد گرفته که هر مکتب را به انحصار خود درآورده است .

وضعیت بد معارف این ولسوالی نمونه مشت از خروار حکایت از فساد وسیستم مافیای درتمام ادارات این ولسوالی از ولسوال گرفته تا ریس محکمه دارد.

نوت:وکلای این ولسوالی در پارلمان بجای رسیده گی به مشکلات مردم این ولسوالی فعلا درگیرمعامله برسر این ولسوالی است که بعضی اوقات دعوای شان رسانه‌ی هم می‌شود.

نگارنده: محمدعلی حسینی

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

Ads Budget Will Spend to Community
Ads Budget Will Spend to Community