مراسیم ها در مالستان

جوامع که در این دنیایی هستی زیست می نمایند هر کدام آن با رسم و رواج ها و عنعنه های مختلفی سرو کار دارند. این رسم و رواج ها و برخورد های اجتماعی به نحوی به رفتار های آنها بر میگردد که تا چی حد نقش اجتماعی آنها در حیات انسانی مهم جلوه میکند. وقتی به این برخورد های اجتماع نگاهی گذرایی داشته باشیم در می یابیم که در حقیقت همین رسم و رواج ها خود زمینه را برای تحقیق عمیق تر در ابعاد مختلف جامعه را مهیا می سازد. جامعه مالستان از این ارزش های فرهنگی نیز برخوردار میباشد که در اینجا لازم دانستم برای حفظ و نگهداشت آن به تحریر بیاروم. شایان ذکر است که اگر این مراسم ها امروز به قلم آورده نشود از اثر تهاجم فرهنگی از طریق رسانه ها، مهاجرت ها و تکنالوژی روز از سایر کشور ها باعث نابودی آن خواهد گردید. چنانچه اکثر این مراسم ها که اجداد ما با آن سرو کار داشتند و تا به امروز آنرا انتقال داده اند، ولی متاسفانه در همین چند دهه اخیر بسیاری از این داشته های فرهنگی تغیر و یا به فراموشی سپرده شده است.
رسم و رواج های مالستان بعنوان یک عرف در عمق مسایل جامعه مالستان جا باز کرده است که نکته های ظریفی درخور اجتماعی در آن میتوان مشاهده کرد ومطالعه هر یک آن برای جامعه شناسی درخور اهمیت میباشد. ولی در میان این رسم و رواج به مسایل خرافی نیز بر میخوریم که خود اعتقادات و باور های سنتی مردم را انعکاس میدهد. نویسنده این سطور سعی بر آن شده تا برای حفظ این داشته های فرهنگی و اجتماعی که در برهه زمان از میان میرود و به فراموشی سپرده میشود تحریر نموده و برای نسل نوین که از اکثر این رسم و رواج ها بیگانه اند تقدیم نماید. بنا از خواننده محترم که وقت خود را صرف خواندن این سطور میکند اگر به نقایص و مشکلاتی و درج نشدن مراسم های بر میخورد برای اصلاح آن لطفا ما را اطلاع داده تا بتوان به نحو احسن آن برای دیگران تقدیم کرد.

الف:- مراسم خوشی و شادی:
۱- خواستگاری
همانطوریکه جوامع ملل با تغیر و تحولات همراه است، در مالستان نیز بسیاری از آداب ورسوم شان با تحولات فزاینده ای همراه میباشد. آنچه را که در دوران نه چندان دور یعنی پنجاه سال قبل رجوع نمایم در همه عرصه ها دگر گونی های را متوجه میشویم که تصور آن برای انسان غیر باور میباشد. حتی نحوه خواستگار و مراسم های دیگری نیز دچار تحول شگرف شده است. وقتى جوانی در مالستان به سن رشد میرسد و احساس مى کند که مى تواند زندگى مشترک تشکیل دهد و توان اداره زندگى و تأمین نیازمندى هاى زوجه آینده اش را دارد به فکر ازدواج مى افتد. او این آیده را غالباً ابتدا با گوشه و کنایه به مادرش منتقل مى سازد و مادر به گوش پدر یا برادر بزرگ تر، در نبود پدر مى رساند. غالباً طرح زن خواستن جوانان، ابتدا با گوشه و کنایه است. چون طرح نیاز به همسر از سوى جوان به صراحت بین هزاره ها بر خلاف عفت جوان تلقى مى شود، لذا او، با گوشه و کنایه فکر همسر خواستن را به خانواده اش منتقل مى کند پس این زمان خانواده جوان و پدر و مادر او، به فکر انتخاب دخترى جوان، با ایمان، عفیف و… براى پسرش مى افتد.
آنگونه که واضح است بیان نیاز به همسر داشتن جوان کاملا محترمانه و اسلامى و موافق عفت و نجابت است. وقتی دختر مورد پسند شان را یافتند، یکی از نزدیکان داماد به خانۀ دختر میرود و از پدر دختر خواستار بستن پیوند و خویشاوندی میشود. با این جملات: که ما آمدیم تا پسرم را و یا برادرزاده ام را و یا برادرم فلانی را به غلامی ات قبول کنی.
اگر مادر و یا خواهر و یا زن دیگری از نزدیکان پسر برود میگویند، که:” ما به خاکستر جاروب کردن آمدیم.”
هرگاه مورد قبول طرفین بعد از تعیین گله یا قلین و «لاته پیرو[۱]» و دیگر مسائل واقع گردید، مراحل نامزادی شروع میشود. به اصطلاح عامیانۀ مردم، لاته انداختن میروند. و آن قسمی است که یک روز یا یک شب اقارب داماد به خانۀ دختر میروند و طی مراسم خاص و تقسیم شیرینی بعد از صرف طعام مراسم چادر انداختن شروع میشود. در قدم نخست کسیکه از اقارب داماد بزرگتر از همه باشد؛ کاکا، ماما، پدر بزرگ، کاکای پدر باشد، چادر را به سر دختر می اندازد. طبق معمول همه افرادی که از طرف داماد آمده اند هرکدام چادری با خود برای عروس می آورند و به نوبت چادر هایشان را بالای سر عروس انداخته و دعای خیر نموده مقداری شیرینی و پول بالای سر عروس میپاشانند و بدین ترتیب دختر مذکور نامزاد پسر معینه اعلان میشود. البته قبل از شیرینی خوری کمتر اتفاق می افتد که داماد نیز حضور داشته باشد و تا اینکه شیرینی خوری صورت گیرد. ولی در بعضی موارد همین لاته انداختن را از اینکه از مصارف جلوگیری نمایند به عنوان شیرینی خوری قبول میکنند.
بعداً مراسم شرینی خوری را ترتیب میدهند و در مدت زمانیکه دختر و پسر با هم نامزاد اند، یعنی قبل از عروسی تحایف عیدی از طرف خانوادۀ داماد در ایام عید سعید فطر، عید قربان و عید نوروز برده میشود. که در آن پیراهن لوازم آرایشی و غیره می باشد، و کسیکه عیدی می آورد اگر پسر باشد دستمال و لنگی و یا چادر به او تحفه میدهند و اگر آورنده دختر باشد چادر و یا پیراهن به او تحفه میدهند.

۲- شیرینی خوری
بعد از اینکه لاته انداختن تمام شد به زود ترین فرصت شرینی خوری را ترتیب میدهند. شرینی خوری مراسمی است که در آن عقد نکاح ( نکاح محرمیت) در حضور و یا توسط وکیل صورت میگیرد، یعنی ایجاب و قبول انجام میشود. و آن طوری است که پس از تعیین روز شیرینی خوری، خانوادۀ داماد و عروس اقارب شان را دعوت میکنند و خانوادۀ داماد تحایف و یا بخششی را که از طرف خانوادۀ دختر تعیین شده است باید تهیه نمایند و اگر گله۲ پرداخت نکرده باشد مقداری از آن را اگر پوره هم نباشد، لازم است پرداخت نماید. و با تحفه های ویژه یی برای عروس و مادرش همراه با اقارب خود به خانوادۀ عروس میروند.
خانوادۀ عروس مکلف است ( البته در این اواخر) که تخت برای شاه و نیز برای قودغو که مادر و یا خواهر، عمه و یا خالۀ داماد باشد، آماده نمایند. اگر قودغو چند نفر باشد به تعداد نفر تخت درست می نمایند و برای هرکدام شربت آب را در نظر میگیرند. برای داماد نیز بروی تخت مقداری کیک، سیب و میوۀ خشک را همراه با شربت آب میگذارند و بروی تخت تکه یی را خواه رخت، لنگی، چادر باشد میگذارد و کسانیکه تخت را برای داماد و قودغو آماده کرده اند از طرف قودغو و داماد مقداری پولی را به عنوان بخششی دریافت میکنند. بعداً جهت پذیرایی از مهمانان خانوادۀ عروس به کسانیکه قبلاً از طرف خانوادۀ داماد به آنها معرفی شده تحایفی را میدهند. البته داماد هم کسانی را که از اقارب نزدیک و خویشاوندان او هستند و یا از کسانیکه قبلاً چیزی به نام «گز» دریافت کرده اند تحفه میدهند. البته برای نزدیکان داماد مثل پدر، پدرکلان، کاکا، ماما، یازنه و برادر تحایف بزرگی را چون کمپل و لنگی با دستمال و یا چپن میدهند و بدیگران یک چادر و دستمال و یا لنگی و دستمال میدهند. و کسانی را که داماد به عنوان رفقای خود می آورد برای آنها دستمال داده میشود. در پایان لباس هایی را که از طرف خانوادۀ عروس برای داماد در نظر گرفته شده است به او پوشانیده میشود. وسایل بهداشتی و آرایشی نیز شامل آن است و به مهمانان نمایش میدهند. البته خسر داماد از دوستان نزدیک خود را برای پوشاندن لباس داماد مد نظر میگیرند که در آخر برنامه لباس پوشاندن مقدار پول را از طرف پدر داماد دریافت میکنند. از سوی هم کسیکه پوشاندن لباس عروس را بعهده دارد نیز از طرف مادر داماد پول دریافت میکند. در هنگام پوشاندن لباس داماد برای اینکه زندگی خوش را سپری نمایند صلوات میفرستند و همچنان کف میزنند. وقتی لباس پوشیدن تمام شد داماد نیز مقدار پول را به پتنوس که لباس را بالای آن آورده بودند می اندازد. و پدر داماد نیز بعنوان سر دیدگو( مقدار پول نقد) و همچنان بعنوان گله مقدار پول دیگر را به پدر عروس میدهد. بعداً مراسم گل دهی و مبارکباد گویی دیگران شروع میشود. بعد عقد نکاح طرفین در حضورداشت ملا ویا وکیل طرفین با تعیین مقدار مهر صورت میگیرد. البته معمولاً دختر درین مراسم وکیل میگیرد و خودش حضور نمی یابد. و در آن مقداری پولی به عنوان شیرینی از جانب طرفین به عاقد داده میشود. و از سوی دیگر اقارب داماد لباس هایی را که برای عروس آورده اند، به عروس می پوشانند. پس از ختم مراسم عقد نکاح داماد با جمعی از اقارب خود به اطاقی که در آنجا تخت آماده شده است و عروس در آنجا قرار دارد، می روند. و کسانی که از رفقای داماد میباشند که بعنوان شاه بالا معرفی میشوند بعد از اینکه دستان شانرا خینه کردند مقدار پول را به پتنوس می اندازند. عروس و داماد پهلوی هم می ایستند و بعد روی تختی که برای شان در نظر گرفته شده نشسته و انگشتر هایی را که برای همدیگر آورده اند، به دست هم دیگر میدهند. و بعد غذایی را به همدیگر میخورانند. این مراسم با کف زدن نیز همراه است. بعداً هردو روی پا می ایستند و اینجا مسابقه یی آغاز میشود و آن طوری است که هرکدام اول نشست او بازنده خواهد بود و هرکدامیکه تا آخرین لحظه ایستاده شد، برنده اعلان میشود. اینجا همه اقارب عروس و داماد صف میبندند و هرکدام طرف خود را تشویق میکنند، تا بایستد. اقارب عروس روی شانه های داماد فشار میآورند تا او را بشانند. و از هر نیرنگ استفاده میکنند، تا داماد را بشانند. و در مقابل تنها داماد روی شانۀ عروس فشار میآورد تا او را بنشاند. در صورت طولانی شدن مسابقه یک نفر خیرخواه می آید و هردو را مساویانه می نشاند. در اینحال عروس و داماد هرکدام چالاکی به خرج میدهند تا رقیب زود بشیند. و فلسفۀ آن اینست که هر کدام دیر بایستد و زود ننیشیند، در زندگی برنده است.
(اما در سابق اینگونه رفتار ها وجود نداشت و در همان هنگامیکه عروس را زنان لباسش را به تن میکردند و داماد را مردان، با گل انداختن به گردن آنها مراسم خاتمه پیدا میکرد و شاه بالا و تخت درست کردن مروج نبود. حتا داماد بعد از چند روز میتوانست عروس را از نزدیک ببیند و همرایش صحبت نماید.)
فردای آنروز در خانۀ عروس اقارب و نزدیکان عروس و زنان همسایه ها جمع میشوند و تقسیمی «بخش باره» که بیشتر از بسراغ ( بسراق)، گندم بریان و تیکی ( نان روغنی) میباشد صورت میگیرد و لباس ها و تحایفی را که برای عروس و نزدیکان او آورده شده است، نمایش داده میشود. و تحایف دیگران نیز توزیع می کنند. همچنان مقدار تحفه که از طرف قودغو (مادر داماد) آورده شده است برای قریه و دوستان تقسیم می کنند.
۳- مراسم عروسی
مراسم عروسی بنا به درخواست و توافق طرفین صورت میگیرد. ممکن دوره نامزادی چند سال را دربر گیرد و یا اینکه خیلی زود مصمم بر برگزای مراسم عروسی گردند و آن بستگی به خانواده داماد و عروس دارد که در روز اول قررداد شان چگونه بوده است؟ قبل از این مراسم اقارب داماد به خانۀ پدر دختر رفته و اقارب دختر نیز در آنجا جمع میشوند تا خرچ عروسی را تعیین کنند. یعنی به اصطلاح اقارب داماد «خرچ کوتاه کردن» میروند. و بعد از تعیین مقدار مصارف و مخارج عروسی که از طرف خانواده عروس بالای شان گذاشته میشود، روز عروسی تعیین میگردد. روز عروسی را از ملای مکتب سراغ میگیرند که کدام روز نیکوست؟
بعد اقارب داماد مکلف اند تا خرچ تعیین شده را بخانۀ عروس برسانند. وقتیکه روز موعود فرا رسید، اقارب داماد با جمعی از رفقای او‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ شب قبل از عروسی به خانۀ عروس میروند، و شب خینه را در آنجا میگذرانند. مراسم خینه در خانۀ عروس طی مراسمی ویژۀ ای، خینه ماندن به دست شاه و عروس سپری میگردد، و داماد به دست کسانیکه خینه را میمانند پول پرداخت میکند، و نیز در پطنوس خینه پول میگذارد. شب خینه در همین سالهای اخیر مروج شده است. چنانکه در سالهای قبل از این شب کسی یاد نمی کرد. ولی بنا بر دوری راه و توافق طرفین یک شب قبل خانواده داماد همراه با تعدادی از دوستان و یا همه ای قوده ( کسانیکه از طرف داماد به عروسی دعوت میشوند) میتوانستند یک شب قبل به خانه عروس بروند و در آنصورت خرج اضافی را پدر عروس طلبگار بود. وقتی قوده به قریه ای پدر عروس می رسید شب را بنا بر تقسیمات اهالی قریه در آنجا سپری میگرد. فردای آن
در روز عروسی هردو طرف در خانۀ عروس جمع میشوند و قبل از بردن عروس اقارب داماد مکلف است تا «سر درزی» و «سر دیگدانی» به خانواده عروس بپردازد. قبل از کالا پوشاندن به داماد، عروس و داماد به زیارت اهل قبور میروند و دعا میکنند. و بعد بخانۀ کاکا های عروس، پدرکلان، برادر بزرگ او رفته و دیگدان او را زیارت میکنند و داماد مقداری پولی را به عنوان دعای دیگدان میگذارد. و در مقابل چادری از طرف صاحب خانه به عروس تحفه داده میشود. و این رسم در هنگام خروج عروس از خانۀ پدرش نیز انجام میشود. درین مراسم پس از پوشاندن کالای داماد وعروس، پدر دختر کمر داماد ودخترش را به قسم دعا بسته می کند، بعد از رسیدن به خانه از اقارب داماد کمر آنرا باز میکند و پول آن را از آن خود میکند.
زمانیکه عروس را از خانۀ پدر میخواهند، بیرون آورند. کلانترین عضو خانواده و یا اقارب داماد (کاکا، پدرکلان و یا کاکای پدر) او را بیرون می آورند، و دستمالی را در دست میگیرد و یک طرف دستمال را به دست عروس میدهد و او را از خانه بیرون میآورد. قبل از سوار شدن بر اسب در سابق و سوار شدن به موتر که امروز مروج است ملایی مکتب بخاطر سلامتی و زندگی جدید آنها دعا میکند و دیگران آمین میگویند. زمانیکه عروس را در خانۀ داماد بردند نیز همان فرد کلان سال دوباره عروس را پیاده مینماید و به خانه میبرد. پدر عروس طبق رواج باید به دخترش کالا، ظرف، فرش و وسایل اولیۀ زندگی را تحفه بدهد. در اکثر مواقع گله یا قلین را از پدر داماد میگیرد و وسایل خانه برای دختر اش آماده میکند. (گرفتن شیر بها و گله نظر به توافق طرفین و به خود شخص وابسته است.) هنگامیکه عروس را به خانۀ داماد بردند، قبل از آنکه او را پیاده کنند، در سابق دختران بازی میکردند، بعد گوسفند را پیش روی آن ذبح میکنند. در بعضی قریه ها آن گوسفند به صاحب موتر گل پوش تعلق میگیرد. و بعد لحاف و یا کمپلی را آورده و بالای آن علف و یا سبزه میپاشند و عروس را پیاده کرده و از بالای آن میگذرانند.
زمانیکه عروس را بخانه میبرد، عروس نمی نشیند. اینجا باید پدر و یا مادر داماد و یا یکی از نزدیکان او چیزی به عروس وعده شود. زمانیکه چیز وعده شده مورد قبول عروس قرار گیرد، عروس می نشیند، و در غیر آن باید چیزی دیگری به عروس وعده شود، تا عروس بشیند. و فلسفۀ پاشیدن سبزه زیر پای عروس این است که عروس سبز گردد یعنی بار آورد و خانۀ داماد را رنگین سازد و آغوشش گرم شود. بعد صرف چای بوسراغ مردم پراگنده میشوند تا شب. وقتی شب فرا رسید اهالی قریه و دوستان داماد دوباره به خانۀ داماد جمع میشوند، بعد از صرف غذا بازی های عنعنوی در خانۀ داماد برگذار میشود.
از سوی هم همین شب در خانۀ عروس زنان، اقارب و همسایه هایشان جمع میشوند، و مراسم جای گرمی را میگیرند. یعنی بعد از رفتن عروس (دختر خانواده) جای او را گرم میگیرند و احساس رفتن او را به خانواده اش نمیدهند. در حالیکه مادر عروس با او به عنوان قودغو رفته است. آنانیکه همرای عروس به رفته اند نظر به توافق طرفین است که تعداد شان چند نفر بوده میتواند و بیشتر از نزدیکان عروس وی را همراهی میکند. برای مادر عروس در خانۀ داماد ترتیبات تخت و شربت آب از طرف خانواده داماد گرفته میشود و از او استقبال میگردد. کسان دیگری که با عروس مثل خواهر، عمه، خاله، دختر کاکا و یا سایر رفقای او به خانۀ داماد آمده اند، چادر داده میشود. و در شب عروسی که اکثراً شب سوم را مد نظر میگیرند، قبل از آن بصورت حضوری و یا وکیل عقد و نکاح شان مطابق با دستوارت اسلامی جرا میگردد. هنگامیکه عروس و داماد همبستر میشوند نیز مراسم ویژه یی وجود دارد که اقارب داماد (زنها) همراه با داماد در اطاقی که قرار است عروس و داماد در آن بخوابند، میروند. و اقارب عروس همراه عروس در آنجا می آیند. آنان غذایی را آماده میکنند. این غذا ممکن است، تخم جوشی و یا ملیده باشد، در هر صورت عروس و داماد را سر کاسه آورده و یک دو سه میکنند، هر کدامیکه اولین لقمه را برداشت و خورد، برنده است. و بعد داماد مقداری پولی را بالای ظرف غذا میگذارد و مسابقه پایان میابد. سپس داماد تحایفی را که اکثراً زرینه است به عروس میپوشاند، و دیگران اتاق را ترک میگویند. روی رخت خوابی که عروس و داماد بالای آن میخوابند، داماد مکلف است تا مقدار پولی را زیر آن بگذارد. صبح هرکسیکه زودتر از دیگران رخت هردو را جمع کرد، پول از او میشود. و کسانیکه عروس را شب پهلوی داماد میآورند، نیز از طرف داماد پول دریافت میکنند.
مادر عروس تا اجرای آخرین مراسم به خانۀ داماد میماند، و او از طرف اقارب داماد به مهمانی دعوت میشود و تحایفی را دریافت میکند. و در عوض آن مقدار پول را به صاحب خانه میدهد.
عروس تایک سال بعد از مراسم عروسی اش از خانه بیرون نمی شود وبعد از ختم یک سال طی مراسم، زنان عروس را به زیارت میبرند که این مراسم اغلباً در روزهای عید و یا روز نوروز اجرا می شود. و نیز عروس در خانه اقارب داماد تا زمانیکه اور ا مهمانی نکرده وپایش را باز ننمایند، نمی رود.

۴- سنگ قوده
زمانیکه قوده( کسانی که از طرف پدر داماد در عروسی دعوت میشوند) به قریه ای پدر عروس رسیدند در زمانه های سابق رسم بر آن بود که باید نشانه و یا قرقه ای را که اهالی قریه پدر عروس می گذاشتند با تفنگ های شان نشانه گرفته و آنرا هدف قرار میدادند. این روال تا زمانی ادامه می یافت که قرقه یا نشانه را باید با تیر تفنگ و یا در قدیم تر از آن با تیر و کمان به آن اصابت میکرد و بعد از آن قوده ها را به غذا خوردن دعوت میکردند. تیر زدن به اساس نوبت و در یک جای مشخص( پوته) صورت می گیرد. هر شخصی که تیر شان به نشانه اصابت کرد از طرف پدر عروس و داماد مقدار پولی را دریافت میکرد که آنرا سنگ قوده می نامیدند. از سوی هم مقدار پولی دیگر را از دوجانب یعنی پدر عروس و داماد به قوده ها تقدیم میکردند که میان قوده ها و اهالی پدر عروس به رقابت میپرداختند که هر کدام آنها تیر شان به نشانه اصابت میکرد و نمره تعین شده را پوره میکردند پول را در میان تیم های خود تقسیم میکردند. بعد از آنکه تفنگ های پخته از منطقه جمع آوری شد رسم بر آن شد تا همان مقدار پول قوده را مسابقه فوتبال و والیبال برگزاری میکنند که هر تیم که برنده شد آنرا از آن خود میکنند. در این میان بیشتر قوده به مرد ها اطلاق میگردد و زنان را در آن راهی نیست.
۵- نیم اوری
کسیکه عروس می آورد کمک های راکه اقاربش به او می نمایند، مثلاً : پول نقد می دهند، گوسفند ویا دیگرمخارج عروسی را می پردازند، این کمک را نیم اوری می گویند. مراسم نیم اوری بیشتر در قدیم مروج بوده و تعدادی از اقارب داماد که قبل از عروسی به وی کمک کرده است در یک مراسم خاص بعد از عروسی از آنها تقدیر به عمل می آید که بیشتر شکل یک مهمانی را دارد.
۶- تای جلو
وقتی عروس را به خانه خسرش بردند در همان وقت پدر عروس چند نفر از دوستان شان را بعنوان تای جلو معرفی مینمایند. این تای جلو ها کار بخصوص را ندارد و تنها از حسن نیت اقارب و پدر عروس را نشان میدهد. این رسم از زمانه های قدیم مانده است. شاید از این جهت باشد که، وقتی عروس را بالای اسب سوار میکرد برای رهنمای اسب باید جلو آنرا شخصی میگرفت. از اینرو اشخاص که تای جلو معرفی میگردید ریسمان اسب را بدست میگرفت نامگذاری کرده باشند.
وقتی عروس به خانه اش میرسد تای جلو ها را به یک مهمانخانه دعوت میکند و شب را در آنجا میمانند. فردای آنروز تای جلو ها را لنگی میدهند و بخانه های شان بر میگردد.
۷- مراسم گندم انداختن داخل کفش عروس
وقتی عروس را به خانه داماد پیاده میکنند، خسر مادرش یعنی مادر داماد به داخل کفش اش مقدار گندم می ریزد. این رسم از این سبب میباشد که عروس با پای پر از گندم وارد خانه شود و در گندم خانه همراه خود برکت بیاورد. گندم ها در داخل بوت تقریبا یکروز میماند. اگر در بهار سال بود آن گندم ها را با سایر تخم گندم مخلوط میکنند و میکارند. اگر در دیگر فصول سال بود، تا وقت کشت کردن گندم آنها را در جای مناسب نگهداری میکنند.
۸- مراسم تخت جمعی
تخت جمعی در مالستان به «گرد دیدگو[۴]» در آوردن عروس یاد میگردد، طوری است که معمولا سه شب بعد از عروسی شب زفاف میشود و بعد از آن خانوادۀ داماد روزی را به همین خاطر تعیین میکنند که در آنروز جشن تخت جمعی برپا میشود.
در روز معین خانوادۀ داماد تمام دوستان خود و عروس را دعوت میکنند و آمادگی خوبی را اتخاذ مینمایند و زنان دعوت شده مکلف اند که در روز دعوت طبق معمول تحفه یی را به عروس بیاورند. اکثرا پاکت شرینی و چاکلیت را بهتر میدانند. خانوادۀ داماد برای عروس تختی را میسازند و عروس را بالای آن نشانده رقص و پایکوبی می نمایند. مادر یا عمه و خالۀ داماد بعد از صرف غذای چاشت و تقدیم تحایف (در سابق تکه یی پر خون را که نشان از باکره بودن عروسش مینماید به همه نشان میدهند که همراه با بازی های نیز همراه است.) ولی امروز این رسم از میان رفته و این رمز میان زن و شوهر باقی میماند و از نشان دادن آن در میان عام جلوگیری میکند. بعدا لباس ها و تحایفی را که برای عروس و نزدیکان او آورده شده است، نمایش داده میشود. تحایفی را که عروس برای اقارب داماد (برادران، خواهران، پسران کاکا، برادرزاده ها، عروسان خانواده) آورده است، به آنها داده میشود.

۹- مراسم پای وازی
پای وازی مراسمی است که بعد از عروسی انجام میشود یعنی بعد از مدت معیین که در سابق یک سال بعد از عروسی و حالا دو ماه بعد از عروسی است صورت میگیرد که در آن عروس بعد از عروسی برای اولین بار بخانۀ پدر میرود. به اصطلاح پای عروس به خانۀ پدر باز میشود.
بعد از تعیین شدن روز پای وازی خانوادۀ پدر عروس آمادگی زیادی برای پذیرایی از دختر شان میگیرند و اقارب شان را در آن روز دعوت میکنند. خانوادۀ داماد نیز برای رفتن و بردن عروس شان آمادگی میگیرند، نزدیکان شان را دعوت میکنند و تحایفی را برای خانوادۀ عروس از طرف عروس در نظر میگیرند. در ضمن یک گوسفند، مقداری و شیرینی باب را برای اقارب عروس میبرند و مقدار پول نقد را دعای دیگدان میگذارند. بعد از صرف طعام و ختم مراسم سایرین بخانه شان بر میگردند اما، عروس و داماد در خانۀ پدر عروس میمانند. عروس بعداً از طرف اقارب پدری اش مهمان شده و تحفه دریافت میکند و بعد از آنکه دوباره به خانه اش میخواهد، برگردد. پدرش با تعدادی از اقارب خود دخترش را به خانۀ بختش میبرد و مقداری کالا و تحایفی را نیز به دخترش تقدیم میکند.
۱۰- مراسم تولد نوزاد
عروس و داماد انتظار تولد نوزاد شانرا لحظه شماری میکنند و بیشتر علاقمند نوزاد پسر هستند چون بدین باور اند که نام و نشان پدر را زنده نگهمیدارد. وقتی زنان حامله وجود شان به درد می آید، آنگاه زن کلان خانه زنان خانه های نزدیک شان را همراه با زن هوشیار با خبر میکنند. وقتی طفل به دنیا آمد ناف آنرا زن هوشیار می برد و اقارب نوزاد مقدار پول را به آن زن میدهد و بعد نوزاد را با آب گرم شستشو میدهند لباس را به تن اش می پوشاند و یکی از اقارب که فرد مومن و خوش اخلاق باشد دهن اش را با نبات که از اماکن متبرکه بعنوان تبرک می آورند شیرین میکند تا طفل در تمام عمر خود شیرین کام ببار بیاید. بعد یکی دیگر از اقارب ویا ملای مکتب در یک گوش اش آذان و گوش دیگرش اقامه را میخواند تا طفل در اولین صدایی را که میشنود همراه با آداب و سنن اسلامی باشد و در طول عمر خود در سایه دین مقدس اسلام زندگی اش را سپری نماید. بعد دوستان واقارب به دیدن پدر و مادر نوزاد می آیند و به آنها تبریک میگویند. بعد آماده گی شب نشینی را ترتیب میدهند که سه شب را در بر میگیرد.

۱۱- مراسم شب نشینی یا شَوشی
بعد از آنکه نوزاد به دنیا می آید شب بعد از آن مردم قریه زن و مرد اطفال و جوانان در خانۀ نوازد جمع میشوند. البته در بعضی نقاط مالستان در قدیم سه شب الی هفت شب را پی هم به شب نیشینی می پرداخته اند گویا که از شر مادر آل در امان بماند. در همین موقف یک شب در میان مثلاً؛ یک شب دختر ها و شب دیگر پسر ها به بازی های عنعنوی خود می پرداخته اند. ولی امروز که از مادر آل کدام خبری نیست در اکثر جاهای مالستان فقط یک شب را شوشی میگیرند. که در آن صورت اقارب و دوستان شان را دعوت میکنند ومهمانان تحایف و لباسی را برای نوزاد می آورند. اگر محفل شب باشد همگی بعد از صرف طعام بازی و ساعت تیری شان را آغاز میکنند. زنان و مردان جداگانه بازی و ساعت تیری شان را تا نیمه های شب ادامه میدهند و صاحب خانه علاوه از آمادگی نان مقداری میوۀ خشک و شیرینی خصوصا گندم بریان را همراه چایی که در طول شب به مهمانان داده میشود، تهیه مینماید. این صورت آمادگی کامل و دعوت دوستان زیادتر در نوزادیکه پسر باشد، انجام میشود. و برای نوزاد دختر چندان اهمیت داده نمیشود، در صورتیکه نوزاد اولی دختر باشد، نیز فرقی ندارد و آمادگی اتخاذ مینمایند. اغلباً در این مراسم مردان و جوانان بازی های مخصوص شانرا مثل نشان زنی، توپ بازی، انجام میدهند که جایزه یی از طرف خانوادۀ نوزاد به برندگان در نظر گرفته میشود. در اخیر از طرف خانوادۀ نوزاد برای مردانیکه نشان زنی کرده اند، دستمال تفنگ تقدیم میگردد، برای کسانیکه لباس می آورند نیز تحفه داده میشود، البته برای آنانیکه زن باشند.
اگر چنین دعوت و آمادگی از طرف خانوادۀ نوزاد صورت نگیرد، زن ها، جوانان و اطفال و بعضاً مردان قریه شب بعدی که نوازد تولد میشود در خانۀ آنها بعد از آنکه غذا را در خانۀ خود شان صرف کردند، میروند. در آنجا شادی و سرور مینمایند و بازی های گوناگون را انجام میدهند، غزل میگویند، دایره میزنند و پای میکوبند. انواع بازی های محلی مانند، خرپشتک، کی زد، کاکی کمپرک ، پادشاه وزیر، دیغونک و… می پردازند. خانوادۀ نوزاد برای آنها گندم بریان و میوۀ خشک و چای آماده میکنند. بدین گونه شب نشینی یاشب شش را در مالستان تجلیل مینمایند.
۱۲- مراسم نامگذاری نوزاد
نامگذاری نوزاد در شب شوشی ویا شب بعد از آن توسط دوستان و اقارب نوزاد گذاشته میشود. در این هنگام هر کدام نامهای زیبایی را مد نظر میگیرند و بر روی کاغذ آنرا می نویسند. بعد همه نام ها را در میان قرآن میگذارد و از بچه خورد سال درخواست میکند تا یکی از آن نامها را از میان قرآن انتخاب کنند. نامهای که انتخاب میگردد بیشتر به نامهای پیامبران و ائمه معصومین میباشد. روش دیگری برای انتخاب نام را با هر روز که مصادف با تولد نوزاد بود میگذارد.
۱۳- چهل گرفتن
از روزیکه نوزاد به دنیا می آید تا چهل روز دیگر زنانیکه در موقع تولد و ناف بریدن طفل حضور نداشتند، نمی توانند داخل همان حویلی که طفل و مادرش در آن ساکن اند وارد شوند. زیرا میگویند که مادر طفل چله میشود. اگر هم خواست وارد شود باید قبل از آن خانواده مذکور را در جریان بگذارد و آنگاه یا طفل را پیش از وارد شدن زن به خانه به جلوی زن می آورد و یا مادر طفل را از چشم زن دور نگهمیدارد.
بعد از گذشت چهل روز طی مراسم خاص چهل (چیل) طفل را توسط «کوچه» پختن و پیشانی طفل را توسط خاکستر دیگدان سیاه کردن، میکشند. و بعد از آن زمان زنان میتوانند آزادانه بدون کدام مانع وارد حویلی شوند.
۱۴- ختنه سوری
ختنه سوری اطفال نیز طی مراسمی در مالستان صورت میگیرد. روزی که قرار است طفل ختنه شود و زمانیکه داکتر می آید، اقارب پسر نیز جمع میشوند و نذری را بدست کودک میکشند و به این ترتیب ختنه آغاز میشود. زمانیکه ختنه کردن ختم شد خانوادۀ کودک به داکتر به علاوۀ پول دستمال و لنگی نیز تحفه میدهند، چون میگویند داکتر طفل شانرا مسلمان کرده است.
بعد از آن شب نزدیکان کودک در آنجا جمع شده به او تحفه میدهند، بعداً مراسم را به شب واگذار نموده و همانند شب نشینی که زکر آن رفت به بازی های عنعنوی می پردازند.
و در ایامیکه کودک در بستر است اشخاص نمیتوانند بدون وقفه و رفع خستگی به اتاقی که کودک در آن است وارد شود. باید بعد از رفع خستگی و وقفه داخل اتاق شوند. در این هنگام برای پسر که ختنه شده است برای تسلی او مقدار تیکی و یا کیک و کلچه را نزد اش می آورند. چون از یکسو خوشحال میشوند که پسرش مسلمان شده است و از سوی هم از رفتن اش به بیرون جلوگیری نماید که زخمش گزگ (میکروبی) نشود.

۱۵- گوش پال یا گوش فال
کسیکه حاجتی داشته باشد و یا منتظر کسی از دیر گاهی باشد، و در پی طلب آن باشد. و روای آنرا میخواهد، در دل خود نیت کرده و پشت دروازه یا زیر کلکین نزدیکترین همسایه میرود. البته از طرف شب و به حرفهای آنها بصورت مخفیانه گوش میدهد و هر چیزیکه آنها بین خود میگویند، آنرا تعبیر کرده و نیت حاجت خویش را مییابد.

۱۶- چهارده فال
چهارده فال یکی از مراسمی است که در میان زنان مالستان رواج دارد. در شب چهاردهم هر ماه یعنی همان شبی که مهتاب می برآید، زنان چهارده فال میکنند. البته در ماه های مقدسی مثل ماه رمضان، ماه محرم و غیره این فال صورت نمی گیرد.
این فال طوری است که در آن شب زنان و دختران جوان در یک خانه جمع میشوند، البته در خانۀ که صاحب آن خانه یک زن کرده باشد، یعنی یک زنه بوده باشد. و یک دختری را که نا بالغ باشد حمام داده و لباس جدید را و پاک را به تن اش میدهد واو را عروس فرضی ساخته و زیر چادری قرار میدهند، در پیش روی عروس یک طشت را پر آب پاک کرده میگذارند و در بین آن انگشتر های عقیق را می اندازند و چادر را طوری در سر عروس میدهند که عروس از آن نتواند طشت آب را ببیند و انگشتر ها را تشخیص کند.
بعد از آنکه این کار ها انجام و وسایل متذکره آماده گردید، به ترتیب شخص معیینی نیت می کند وغزلی را شخص غزل گوی ( شخصی که به غزی خواندن مهارت دارد) میخواند، این شخص ممکن است گویندۀ غزل باشد و یا کس دیگری که درین محفل حضور دارد. بعد از خواندن یک بیت یا چند بیت غزل به عروس می گویند که دستش را به داخل آب برده و یک انگشتر را بیرون آورد، بعد عروس بدون اینکه انگشتر را دیده بتواند و یا آنرا شناسایی نماید دست خود را در درون آب برده و یک انگشتر را بیرون می آورد. هرگاه همان انگشتر بیرون شده، از شخصی که نیت کرده بود، آن شخص حاجت اش قبول می شود.
و اگر از آن شخص نبود، برای بار بدوم نیت میکند و اگر بازهم انگشتر اش نبود نوبت را به شخصی دیگر می دهد و اینبار فرد دومی نیت کرده و آنرا داخل آب می اندازد و بعد با گفتن بیتی از غزلی که یاد دارند عروس را میگویند که دوباره دست بر آب برده انگشتری را بیرون کند. در این فال هرکس غزلی را که یاد دارد میگوید و غزل گفتن تنها وظیفۀ شخص مشخص نمی باشد.
خلاصه اینکه هرکس همان انگشتر مشخص شده اش را نیت کرده و بعد از غزل گفتن عروس یک انگشتر را از آب بیرون می آورد، اگر انگشتر برآمده از آب همان انگشتر شخصی نیت شده باشد حاجتش روا شده است و در غیر آن نه.
۱۷- حمله و شاهنامه خوانی
حمله و شاهنامه خوانی یکی از عنعنه است که در مالستان و جود داشته و امروز همانند ساییر رسم و رسومها جایش را کم کم خالی نموده است. در سابق آنچنان که مردم مالستان علاقمندی زیاد به حمله حیدری داشته اند، سه عامل را میتوان برشمرد: نخست آنکه نبود امکانات صوتی و تصویری که امروز در دسترس مردم قرار گرفته است.
دودیگر: نبود زمینه کاری واشتغال برای مردم وعلاقه نداشتن به امورات مادی و دنیای.
سه دیگر: علاقه مندی مردم به حضرت علی ع که از شجاعت های او بشتر خوانده می شده است.
طوریکه در خانه یک ریش سفید یا کسی که به اصطلاح خط خوان بوده است مردان و بچه های قریه جمع می شده اند یکی از آن آدمها می خوانده ودیگرش برای مردم تشریح می کرده است. و همین طور در مسجد جمع میشده و آخوند مسجد آنرا می خوانده و دیگران داستان آنرا به حافظه می سپرده است.
حمله و شاهنامه خوانی از اهمیت خاصی میان مردم مالستان برخوردار بوده است. و توجه مردم نسبت به ادبیات اساطیری از همین جا سرچشمه می گیرد. ولی امروز متاسفانه همانند سایر عنعنه های که در بعد مختلف جامعه از مفیدیت عالی برخوردار بوده اند دیگر توجه صورت نمیگیرد.

۱۸- اوخلی فال
کسیکه حاجت داشته باشد، حاجت خود را در دل گرفته واوخلی را که حشره خورد می باشد آنرا در کف دستش می گذارد. اگر آن حشره به طرف سر ناخن ها در حرکت شد و از آنجا پرواز نمود، احساس خوشحالی برایش دست میدهد. اگر پر کشیده نتوانست حس غمگینی بر وجودش سایه می افگند و از برآورده نشدن حاجت اش دلخون میشود. این فال بیشتر بصورت فردی و طوری ناگهانی، آن زمانیکه این حشره کوچک که با بال های سرخ خال خال سفید دارد به پرده چشمانش ظاهر گردد صورت میگیرد. معمولا این کار در بیرون از خانه و آن هم در دشت و کنار سبزه های قابل دسترس است.
۱۹- مراسم گوش و بینی سوراخ کردن
گوش سوراخ کردن در میان دختران مروج می باشد. وقتی که دختر به سن سه یا بیشتر از آن رسید مادر و یا اقارب نزدیک وی تصمیم می گیرند که گوش و بینی او را سوراخ نمایند. در قدم نخست روزی را انتخاب می نمایند و در آنجا تعدادی از دختران هم و سال اش برای تشویق او دور هم جمع میشوند. بعد زنی که به سوراخ کردن گوش یا بینی ماهر میباشد سوزی خود را آماده میکند و آنرا در قسمت نرمی گوش فرو می برد، تا از طرف دیگر گوش بیرون شود. بعد آنرا می کشد و در جای آن چوب باریک را قرار میدهد تا از کور شدن آن جلوگیری نماید. در هر صبح و شام آنرا با آهستگی تکان میدهد تا در میان گوشت گوش محکم نگردد. گوش و بینی را برای نصب نمودن گوشواره و خال بینی سوراخ میکنند که بعد از آن در آن برای زیبایی شان گوشواره و خال بینی را نصب میکنند. این مراسم در میان دختران خورد که بیشتر برای تشویق آن می آیند صورت میگیرد. در اخیر آن مقدار شیرینی را به آنان توزیع میکند.
۲۰- نوبت آسیاب
نوبت آسیاب اکثراً در فصل خزان و بعضاً در فصل بهار گرفته می شود. چون در فصل خزان هنگامیکه حاصلات زراعتی را گرفتند نیاز به آرد کردن آن است. از اینرو باید برای آرد نمودن گندم های شان نوبت بگیرند. چون اکثر مناطق مالستان کم آب میباشد و آسیاب ها نیاز به آب فراوان دارد که بتواند سنگ های کلان و زمخت آسیاب را بچرخاند. بدین لحاظ وقتی گندم هایشان را آماده کردن و نمک مورد نیاز شانرا مخلوط میکنند و در بین جوال ها معولاً به اندازه ۱۴-۱۵ سیر می ریزند. آنگاه تمام خر های (مرکب) قریه را پالان میکنند و جوال های گندم را بالای آن می گذارند و به آسیاب می رسانند. اسیو ( آسیاب بان) طبق نوبت آنرا در خور آسیاب قرار میدهد و مزد خود را مطابق به نرخ تعیین شده از هر جوال میگیرد. این مراسم برای برای نوجوانان خاطرات به یاد ماندنی زیاد را به همراه دارد. وقتی که خر های بدون جوال را از آسیاب به خانه و از خانه به آسیاب می برند آنها را سوار می شوند و میدوانند و اکثراً مسابقه میدهند. بعضی از خر ها نمی گذارند که بالایش سوار شود در اینصورت جمپ می زند و نفر سوار به زمین می زند که هیاهو و شادمانی را برای جوانان ببار می آورد. این مراسم به اثر وارد شدن تکنالوژی و آسیاب های برقی از میان رفته است. حالا آسیاب های برقی توسط موترها به دم در خانه شان برای آرد کردن می آیند و سهولت را برای مردم ایجاد کرده است.
۲۱- مراسم قوریخ
مردم مالستان بخاطر سپری کردن سرمای زمستان نیاز دارند تا مقدار چوب و خاشاک را تهیه نمایند که توسط آن میتوانند نان بپزند، چای دم کنند و همچنان خانه را گرم کنند. از اینرو نیاز بر این است تا مقدار بوته های کوهی را برای در گرفتن چوب و سرگین[۵] تهیه نمایند. برای این منظور مناطق که خار خاشاک و بوته ها دارد قانون را وضع میکنند تا تمام خانواده ها بصورت یکسان بتوانند از آن مستفید گردند. این مناطق را در طول سال کسی حق ندارد که از آن بوته یی را بکند تا اینکه معمولا در فصل خزان بعد از جمع آوری حاصلات گندم در میان قریه ها نظر به تعداد خانواده ها تقسیم میگردد و هر خانه حق دارد به مقدار که حد آنرا تعیین میکنند به خانه شان بیاورند. برای جلوگیری از بروز خشونت میان افراد و تحت کنترول گرفتن مناطق که قوریخ تعیین میشود یک یا دو نفر سر میر میگیرند. برای سر میر هر خانه ای که بوته می کنند مقدار گندم که معاش آن می باشد می پردازند. سر میر همه ساله در فصل بهار از طرف قریه ها انتخاب میگردد. سرمیر کرایه یا معاش اش را در فصل خزان بعد از جمع آوری حاصلات از خانه ها جمع آوری میکنند.
۲۲- شال مل
شال مالیدن از زمانه های دور در مالستان مروج بوده ولی امروز کمرنگ گردیده است. در زمانه های قدیم شال بره از اهمیت خوبی برخوردار بود، امروز نیز آن جایگاه خود را دارد ولی بافتن و مراحل پروسس آن در این سالها از رونق باز مانده است. در حالیکه سالهای نه چندان دور بعد از آنکه شال بره بافته میشد، آنرا در زیر آب میگذاشتند تا تر گردد. بعد صاحب شال بره تعداد از جوانان و دوستان خود را با خبر میکردند و سنگ شال مل را که اکثراً در مسجد وجود دارد زیر آنرا آتش زیاد در میدادند تا حد که شال بره را اگر بالای سنگ شال مل زیر و رو نمی کردند می سوخت. در این موقع ریسمان را در چوب های سقف مسجد محکم میکردند و در هنگام مالیدن شال بره توسط پاها از ریسمان آویزان شده توسط دست ها تکیه میکردند. شال بره را دو سه روز بصورت مداوم میمالید تا خوب از خود مو بیرون میکرد. در اخیر هر روز آنرا با آب می شستند. تا وقتی آنرا می مالیدن که اگر طرف آفتاب می گرفتند نور آفتاب دیده نمی شد. آنگاه شال مالیدن را بس میکردند و به خیاط می سپردند که از آن کرتی، جاکت و یا پتلون و غیره درست میکردند. شال بره از این جهت با اهمیت میباشد که دست بافته خود مناطق مالستان و از سوی هم بسیار گرم میباشد که در زمستان سرد مالستان چنین لباس ضرور پنداشته میشود. این مراسم بنا بر ضروت و امکانات خانواده ها ممکن است و اقارب و دوستان برای مالیدن آن که گردهم می آیند بدود کدام مزدی همکاری میکنند.
۲۳- نوبت آب (آب)
سرزمین مالستان با قرا وقصبات که دارد متاسفانه اکثر مناطق آن کوه های سر به فلک کشیده و دره های تنک می باشد. این دره ها در اکثر مناطق دارای کم آبی نیز همراه است. همین کم آبی ها باعث میگردد تا زمین های زراعتی شانرا به صورت نوبت آبیاری نمایند. بدین اساس لازم است تا آب را بصورت منظم طوری تقسیم نمایند که حق تلفی در میان نباشد. بنا در فصل بهار تا وقتیکه آب بهاری فراوان است مشکلی وجود ندارد ولی از زمانیکه آب کم میگردد یک روز همه اهالی قریه دور هم جمع می گردد و تصمیم میگیرند که بعد از روز مشخص باید به اساس تقسیمات زمین ها آبیاری گردد. این تقسیمات در اکثر جاها به نظر به خانه ها صورت گرفته است و در آن از زمین کم و یا زیاد سخنی در میان نیست و میتوانند نظر به تعامل طرفین استفاده کردن از نوبت آب یکدیگر را دارند. بع از آنکه فیصله صورت گرفت دیگر کسی حق ندارد تا آمدن نوبت اش از آب برای آبیاری استفاده نمایند.

۲۴- مراسم جوی گر
همانطوریکه زمستان پر برف و بهاری پر از چشمه زار ها در کوه پایه های مالستان وجود دارد در بهار سال بعد از آنکه نیاز شود تا زمین ها را آبیاری نمایند یک روز را مشخص نموده و نظر به تقسیمات آب تعداد نفر گرد هم جمع میگردند. بعد از آن جویچه ها و ناور ها را از گیل ولای که مانع جریان آب میگردد پاک کاری میکنند. این رسم همه ساله بیشتر در بهار سال صورت میگیرد.
۲۵- آشار( بدون مزد کار کردن)[۶] یکی از رسم هایی که دربین مردم مالستان رواج دارد، بنام «آشار» یاد می گردد. هرگاه کسی پول نداشته باشد که حاصلات یا یکی از امور زندگی خویش را در بدل پول انجام دهد، آنگاه متوصل به همسایگان یا اقارب خویش می گردد و از آنها به عنوان آشار کمک می طلبد. هر کسیکه دعوت او را اجابت نمود از اول صبح در منزل شخص مذکور آمده و به کار آغاز میکند و کار وی را در مدت یک یا دو روز بدون دست مزد انجام میدهد. کارگران به جز از غذا کدام توقع دریافت مزد را ندارند. صاحب آشار صرف غذای آشارچیان را آماده میکند. این رسم مسلماً که در بهبود وضعیت اقتصادی مردم بسیار مفید واقع می گردد. کاری را که صاحب آشار به ده روز میتوانست انجام بدهد توسط آشارچیان که تعداد افراد زیاد و بدون مزد کار میکنند میتوانند در یک روز انجام بدهد. صمیمیت وهمکاری را بین مردم مزید میسازد که معمولا در کارهای گندم درو، بیده کندن وغیره آشار می نمایند و آشارچیان بخاطریکه روز را به خوشی سپری کنند به سرودن “الله دوست” می پردازند که قرا ر ذیل است:
الله ،الله، الله
نور از نبی کرم از مرتضی علی
هر کی از دوستدار علی است، یک الله الله
در اینجا دیگران با گفتن الله الله او را همراهی میکنند.
نور از نبی کرم از مرتضی علی
هرکسی الله کند خدا ونبی به او شفا کند
جل جلی وبل بلی ملک از خدا تخت از علی
هرکسی الله کند خدا و نبی به او شفا کند
یک الله الله …….
در اینجا بازهم از اینکه دیگران را سهم داده باشد تقاضا میکند که الله الله بگویند. و بعد از این صدایش آهنگین تر می سازد و ادا هایش را طولانی تر می سازد و ادامه می دهد.
علی الله دوست
که مولا دوست
علی اسدالله شیر خدا
علی الله دوست
که مولا دوست
گندم پوست الله دوست
گندم آتی سخی پوست
علی الله دوست[۷] به همین قسم بیت ها تکرار میشود.

________________________________________
[۱] لباس مورد نیاز برای عروس و دوستان شان
۲ گله مقدار پولی است که پدر داماد به پدر عروس میدهد و از آن پدر عروس برای دخترش جهیزه ( اسباب و وسایل خانه) را می خرند. بعضی ها مقدار پولی را که به تفاهم می رسد پدر عروس آنرا بعنوان شیر بها میگیرد.
[۳] مقدار شیرینی برای خانواده و اهالی قریه داماد می آورند. معمولاً: شیرینی، بوسراق، گندم بریان، تیکی و غیره می باشد.
[۴] دور دیگدان
[۵] مواد فاضله گاو وگوسفند
[۶] شاه علی اکبر شهرستانی، قاموس هزاره گی. ص ۲۱
[۷] نادر شاه( پدر جمعه خان) مسکونه مزار میرآدینه. مرد ۴۵ ساله

  

۲ نظر

  1. با تشکر از جناب مهریار که در تهیه مطالب ذیل تلاش نموده و سپاس از مدیریت وبسایت مردمی مالستان در نشر آن، خواندم عالیست اما در مورد گوش پال اشاره ی  نشده و نوبت آو(آب) نیز اگه درج می شد خیلی خوب بود. باز هم از زحمات تان جهان سپاس موفق باشید.

    • ضمن ابراز سپاس از آقای سهرابی که وقت خود صرف مطالعه ای این نبشته ها میکند. لازم به زکر است که منطقه پهناور مالستان با رسم و رسوم های متنوعی سرو کار دارند که همکاری تک تک دوستان در رابطه به ثبت آن امر حتمی است. امیدوارم که دوستانیکه این نوشته ها را مطالعه می نمایند در صورت برخورد با نواقص و درج نشدن بعضی مطالب در همینجا یادآوری نمایند. این پنجره در حقیقت نقطه ای وصل میان مالستانی های عزیز است که بتوان با همکاری همدیگر به حفظ هویت مان تلاش نمایم.

پاسخ بدهید

ایمیلتان منتشر نمیشودفیلدهای الزامی علامت دار شده اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

رفتن به بالا